مادر شوهر من از اول ازدواجم تا حالا هيچوقت زنگ نزد یکبار بگه شام یا ناهار بیایید منم اصلا دوست ندارم حالا که زنگ نمیزنه اصلا خونش برم در صورتی که مادر شوهر دختر عموم همش برای ناهار یا شام زنگ میزنه میگه بیاید پیش ما
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ادمها باهم فرق میکنن عزیزم.نباید بابقیه مقایسه شون کنی.مثلا مامانبزرگ من اصلا هیچکدوم از بچه ها و عروساشو دعوت نمیکنه.میگه خونه خودشونه هرموقع دوست دارن بیان.ولی وقتی زنگ میزنیم که ببینیم خونه هستن یانه خودشون تعارف میکنن که مثلا شام یانهار درست میکنیم بیاین.خونه مادرشوهرمم هرموقع بخوایم بریم قبلش زنگ میزنیم اونا تعارف میکنن که غذا درست کنن.واسه من این قضیه حل شده است و انتظار ندارم اونا زنگ بزنن نهارشام دعوت کنن.