میگه خوابگاه قدیمی دختر را دادن به پسرا روی فرش پر موی بلند تمیز کاری میگه فقط ظاهر تمیز کردن حموم روی دیوار پر مو اونارو تمیز نکردن بعضی دوش ها رو میگه یادشون رفته سر چاه تمیز کننن پر مو لکه های خون روی موکت دستشویی های بیرون پر نوار بهداشتی بعضی هاشون میکه حتی تو آشپزخونه پر مو بود روی سرامیک ها ما فقط تا دو روز عق میزدیم تمیز میکردیم بعد میگفت به خدا ما پسرا اینجوری نبودیم هر روز یه نفر همه جارو مرتب میکرد تا زیر تخت جارو میزدیم هر روز آشپزخونه کفش برق میزد هر روز سه بار طی میزدیم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
لطفا تا زمانی که به بلوغ فکری نرسیدی نظر منو ریپلای نکن! فضای مجازی برای خالی کردن عقده ها نیست پس حد خودمونو بدونیم🩵 آدم ها مثل کتاب اند! از روی بعضیا باید مشق نوشت، بعضی هارا باید چند بار خواند تا مطالبشان را درک کرد! ولی بعضی هارا باید نخوانده کنار گذاشت. اگر همه جا تاریک بود دوباره بنگر! شاید نور خودت باشی✨ 🩵intp🩵
منظورم زباله اشپزخونه و دستشویی بود. این کارها رو اصلا دانشجوها انجام نمیدن. خدمه هر روز تمیز می کردند. سرویسها و آشپزخونه هر روز شسته می شد و تمام زباله ها رو می بردند کیسه های جدید می داشتند توی سطلها