سلام
چقدر داغ پدر سخت و دردناکه
پدرم 10 روزه که آسمونی شده ولی هر روز داغش داره سنگین تر میشه برام
همش میگم کاش یه بار بدی میکرد بهم تا اینقدر نمیسوختم از نبودش
کاش حداقل یه بار فقط یه بار میزد منو تا انقد بی تاب نمیشدم
بابام که رفت قلب منو هم باهاش خاک کردن
دیگه هیچ چیز و هیچ کس خوشحالم نمیکنه
همیشه آرزوم بود که پیش مرگش بشم ولی نمیدونم چرا خدا همچین کاری با من کرد
من الان فقط یه مرده متحرکم
الهی که هیچ دختری درد یتیمی رو نچشه
خیلییییی سخته خیییلیییی
20 سالمه ولی همین چند روز حس میکنم 30 ساله شدم از درد
تپش قلب گرفتم