2777
2789
عنوان

وسواس فکری

71 بازدید | 8 پست

این مشکل امونمو بریده کلی قرص  میخورم.. اما این فکرای لعنتی دست از سرم بر نمیداره..😔

الانم انقدر فکرای ازار دهنده تو مغزمه بهم استرس و نگرانی میده نمیزاره بخوابم

 چو نیست چاره، زِ بیچارگی صبور شدم... 
آخ که من ۱ ساله درگیرشم هرشب بخاطر وسواس فکریم مشت مشت دارو میخورم

منم بخدا. اوایل داروها خواب اور بودن باعث میشد بخوابم. الان دیگه اونام اثر نمیکنه

 چو نیست چاره، زِ بیچارگی صبور شدم... 

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

منم بخدا. اوایل داروها خواب اور بودن باعث میشد بخوابم. الان دیگه اونام اثر نمیکنه

چند ماه اولش ک مصرف میکردم خیلی بهتر شدم الان باز برگشته دیگه حس دکتر رفتنم نیست همش الکیه

چند ماه اولش ک مصرف میکردم خیلی بهتر شدم الان باز برگشته دیگه حس دکتر رفتنم نیست همش الکیه

هیچکسم آدمو درک نمیکنه. همه میگن به افکارت توجه نکن. بابا مگه دست خودمه😭

 چو نیست چاره، زِ بیچارگی صبور شدم... 
تو وسواست چیه؟

همش افکار منفی دارم فقط به مرگ و بیماری و تصادف و خیلی چیزای بد فک میکنم.. مثلا همش منتظر مرگ خودم یا عزیزانم هستم.. یا مثلا یهو دچار ترس و وحشت شدیدی میشم ازچیزایی میترسم که قبلا اصلا برام ترس نداشت.باور میکنی حتی از آب هم میترسم قبلا عاشق استخر رفتن بودم اما الان از استخر وحشت دارم یبار رفتم حالم بد شد احساس کردم دارم خفه میشم.. گاهی وقتا این افکار انقدر تو مغزم زیاد میشه دیگه احساس میکنم زندگی به اخر رسیده دچار ناامیدی میشم جیغ میزنم گریه میکنم😭😭خلاصه اینا فقط یه سری از علامتام بود.. حالم خیلی بده.. برام دعا کن خوب شم

 چو نیست چاره، زِ بیچارگی صبور شدم... 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792