2777
2789
عنوان

خیانت پدرم یا دختر خالش و سکوت ما

749 بازدید | 34 پست

یکم شاید طولانی باشه حرفام ولی بخاطر این که  کلا بفهمید چی کشیدیم باید با جزئیات شروع کنم  پدرم  قبلا که بچه بودم  ی ادم خیلی بد اخلاق روانی  شکاک  پول پرست خیانت کار کثیف بود  طوری که وقتی بچه بودم هر روز دعا میکردم که خبر. مرگش بیاد   هیچ وقت مارو بیرون نمی برد. هیچ وقتت اصلا چیزی ب اسم مسافرت نداشتیم رستوران رفتن نداشتیم پارک نمیرفتیم اصلا  حتی اجازه نمیداد لاک بزنیم  هیچ وقت با ما نمی خوابید ی اتاق جدا داشت همیشه سهم غذاشو جدا میبردیم تو اتاقش میخورد  همه مردم  ازش ب عنوان میلیارد  اسم میبردن ولی تو خونه خبری از این همه پول نبود همیشه  از بی پولی میگفت  بجز این که با ما غذا نمیخورد میومد  سفررو میبرد هوا کل ظرفو ظروف میشکست  من هیچ وقت بیرون با دوستام بازی نمیکردم همیشه بهم میگفتن چقدر اروم معدبی ولی نمیدونستن انقدر ترسیدم که با ۷ ۸ سال سن جرئت تکون خوردن ندارم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

لایک لدفا

وطنم پاره ی  تنم ،خدایا حافظ رهبر عزیزم (سید علی)باش🇮🇷🇮🇷🇮🇷خدایا حافظ دلاور مردان (سربازان)سرزمینم باش🇮🇷🇮🇷🇮🇷.گیجید هنوز فصل تردید گذشت ان قصه که گفتید و شنیدید گذشت، داعش به چراغ سبزتان هار شده از این همه خون چگونه خواهید گذشت!!؟؟ دیگه نمیخوام از مادر شوهر،خواهرشوهر ،جاری،زن داداش،از هیچکس غیبت کنم،حتی خانواده خودم،میترسم غیبت های اینجا هم تو نامه اعمالم إعمال بشه بدبخت بشم والا بخدا ،هر جا دیدید غیبت کردم بهم بگو خاک برسر باز که غیبت کردی،شاید آدم شدم 😔

کاشکی فقط اینا بود ما دو تا خواهر بودیمو  ی داداش اونا ۸ سال از من بزرگتر بودن   همه اینا ب کنار خیانت بابام با دختر خالش  ب کنار  دختر خالش ی زن بد جنس خراب بود که چجز پول چیزی نمیدید  هر شب بابام بعد از خراب کردن خونه رو سر ما میرفت بین اونو بچ های اون مینشت 

الهی بگردم برات

💔💔💔💔

خودم دختر بچه دارم با این توصیفات خیلی دلم شکست

مادرت چی؟ اون سعی می‌کرد در حد توان جو رو متعادل تر کنه

یا حداقل این خوشی های کوچیک فراهم کنه؟!! 

خوب خوب ...بعد مدت ها برگشتم سایت...این بار با هدف متفاوت...یه زن نسبتا خسته  ولی شاکی از روزگار که چالش های زندگی کلی تغییرش داده و قوی ترش کرده...تصمیم گرفتم کنکور تجربی شرکت کنم و به ارزوم برسم...نه صرفا به خاطر مزیت های مالیش ...چون روح تشنه مو سیراب میکنه...این جا میخوام از روزمرگی هام بگم...درد دل کنم ...حرفای دلمو که هیچ جا نمیتونم بزنم بگم...برسه روزی که تاپیک موفقیت تو کنکورمو بزنم ...بگو انشالله

 بعدم اونا پدرمو پر میکردنو میگفتن خوب لاهامون رفتار نکردن زن و بچت پدرم هیچ وقت مارو نزد ولی مادرم تا سر حد مرگ کتک میزو جوری که. بی هوش میشد  دوباره روش اب میریخت از موهاش میگرفت میکشید کل خونرو میکشیدش رو زمین

اگه قرار بود ی  کار بزرگ  انجام بده مثلا ۷۰۰ ۸۰۰ میلیون سود بکنه. ی شب برا ما کباب میورد ولی قبلش سهم اونارو میداد داداشم ببره اگه هر کدوممون صدامون در میومد. دیگه ن پول تو جیبی میداد نه  چیزی میورد خونه   هر وقت بهش زنگ میزدیم پشت تلفن  فش میداد پیش بقیه 

بقیشو بخون😭

عزیز دلم

💔💔💔

الان در چه حالین؟!! 

مادرت حامی نداشت؟ حس میکنم خیلی مظلوم و بی زبون بود


خوب خوب ...بعد مدت ها برگشتم سایت...این بار با هدف متفاوت...یه زن نسبتا خسته  ولی شاکی از روزگار که چالش های زندگی کلی تغییرش داده و قوی ترش کرده...تصمیم گرفتم کنکور تجربی شرکت کنم و به ارزوم برسم...نه صرفا به خاطر مزیت های مالیش ...چون روح تشنه مو سیراب میکنه...این جا میخوام از روزمرگی هام بگم...درد دل کنم ...حرفای دلمو که هیچ جا نمیتونم بزنم بگم...برسه روزی که تاپیک موفقیت تو کنکورمو بزنم ...بگو انشالله
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792