از مطب دندون پزسکی اومدم پنج ساعته معطل شدم الان برگشتم حونه میبینم آقا خوابیده حتی نیومد دنبالم دخترمم پیششه از. صبح که بهش فرنی دادم هیچی نداده بخوره به شدت عصبی ام ازش یه ناهار. هم نذاشته که کوفت کنیم
البته باخود باباش رفته بود و از جیب خود باباش ولی این برام زور اومد ک صبح زود از خوابش زده بود رفته بود ولی حتی دنبال من نیومد و ی سماور رو هم روشن نکرده بود
هر وقت آدمی نفهمه چقدر کاری که کرده اشتباهه یعنی اون کارو بازم تکرار میکنه ....."عسل"
از یه متخصص ارتوپد سوال شد چطوری خدا رو شناختی؟گفت: کنار دریا، مرغابی را دیدم که پایش شکسته بود.اومد پایش را داخل گل های رس مالید بعد به پشت خوابید،پایش را سمت نور خورشید گرفت تا خشک شد.اینطوری پای خود را گچ گرفت!فهمیدم خدایی هست که به او آموزش داده...به خودت نگاه کنی خداشناس میشوی...مغرور نشوید!وقتی پرنده ای زنده است مورچه را میخورد،وقتی میمیرد مورچه او را میخورد.شرایط به مرور زمان تغییر میکند،هیچوقت کسی را تحقیر نکنید.شاید امروز قدرتمند باشید اما زمان از شما قدرتمندتر است.یک درخت، هزاران چوب کبریت را میسازد اما وقتی زمانش برسد یک چوب کبریت میتواند هزاران درخت را بسوزاند!پس خوب باشیم و خوبی کنیم...🙏🏻🌸باردار نیستم دوستان😎💜