احوالم بدجور گرفته بود
زنگ زدم حرم امام رضا یه ده دقیقه حرف زدم گریه کردم توضیح دادم حس کردم آقا جان گفت باشه دخترم اشکات پاک کن بگیر بخواب من درستش میکنم🥺
الان ذهنم آرومه آرومه دلم انگار قرصه نمیدونم فردا چی میشه ولی میدونم امام رضا حرفامو شنید😅
روحم آروم شد