2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من چند روز پیش رفته بودم با یه آقایی صحبت کنم و آشنا بشیم

قرارمون تو یه محیط باز بود...بعد همینکه داشتیم صحبت میکردیم من شالم حریر و توری بود...یه کم هم باد میومد....یه دفعه یه باد شدیدتر اومد شال من کلا رفت کنار از روی شونه ام...حالا آقاهه هم تقریبا آدم معتقدی بود....منم سریع شالمو انداختم روی شونه ام ...اونم خنده اش گرفته بود...گفت یه دفعه چه طوفانی شد....😅😅😅

خودمم خجالت کشیدم...بعد بند کیفمو انداختم روی شونه ام که دیگه باد نبره

❤️❤️❤️سلام.اگه تو تاپیکی از منم حرفی شنیدین که ناراحتتون کرد لطفا حلال کنید.آدم گاهی تو شرایطی هست که نسنجیده حرف میزنه.شما هم سعی کنید قبل جواب دادن و حرف زدن اول فکر کنید...چون آب ریخته به جوی باز نمیگردد...❤️❤️❤️

مامان سوادش کلاس۵یه روز داداششم با عروسمون لباسشون و ست کرده بودن مامانم جلو همه گفت عروس و پسرم امر ...

🤣🤣🤣

❤️❤️❤️سلام.اگه تو تاپیکی از منم حرفی شنیدین که ناراحتتون کرد لطفا حلال کنید.آدم گاهی تو شرایطی هست که نسنجیده حرف میزنه.شما هم سعی کنید قبل جواب دادن و حرف زدن اول فکر کنید...چون آب ریخته به جوی باز نمیگردد...❤️❤️❤️

امان از دست بادي كه بي موقعه اومد😂

🤭🤭😅

❤️❤️❤️سلام.اگه تو تاپیکی از منم حرفی شنیدین که ناراحتتون کرد لطفا حلال کنید.آدم گاهی تو شرایطی هست که نسنجیده حرف میزنه.شما هم سعی کنید قبل جواب دادن و حرف زدن اول فکر کنید...چون آب ریخته به جوی باز نمیگردد...❤️❤️❤️

امان از دست بادي كه بي موقعه اومد😂

وای اینم تازه الان یادم افتاد🤣🤣🤣

من تو یه کارگاه خیاطی کار میکردم بعد اینا پارچه های ته طاقه رو نگه میداشتن...کلی پارچه نگه داشته بودن....یه شب یه شلنگ آبی تو کارگاه داشتن که این از لوله ای که بهش وصل بود جدا میشه....کل کارگاهو آب برمیداره...اینا هم بعد جمع و جور کردن کارگاه میبینن دورشون شلوغه همه ی ته طاقه هارو میریزن وسط کارگاه که بچه ها هر کی هر چی دوست داشت برداره...منم یه سری دو تا نایلون بزرگ پارچه برداشته بودم....پاییزم بود باد میومد...یه دفعه یه باد شدید اومد...شالمو کلا از سرم درآورد برد تو هوا کلی چرخوند....کلی برد بالا...🤣🤣🤣🤣

مثل تو فیلما شده بود....به شکل تصویر آهسته شالمو میدیدم که تو هوا داره میره و میچرخه...🤣🤣🤣بعد چند ثانیه برد تقریبا ده قدم اونور ترم انداخت زمین...

زودی رفتم برداشتم تکوندمش انداختم سرم.....شانس آوردم خیابونه خلوت بود....فقط یه آقایی پشتم داشت میدمد....گفت کمک میخواید خواهرم....گفتم نه ممنون و زودی رفتم خونه🤣🤣🤣🤣


❤️❤️❤️سلام.اگه تو تاپیکی از منم حرفی شنیدین که ناراحتتون کرد لطفا حلال کنید.آدم گاهی تو شرایطی هست که نسنجیده حرف میزنه.شما هم سعی کنید قبل جواب دادن و حرف زدن اول فکر کنید...چون آب ریخته به جوی باز نمیگردد...❤️❤️❤️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
2108