کنه برای عروسی دخترش
منو شوهرم با اونا قهر بودیم
امروز زنگ زده ب شوهرم ک دعوتش کنن عروسی
شوهرم جواب نداده
به من زنگ زده منم خاب بودم بعد ک بیدار شدم دیدم یه ساعت قبل بهم زنگ زده ب شوهرم گفتم گفت زنگشون بزن ببین چی میگن. ما میدونستیم برای دعوت زنگ زدن
زنگشون زدم
مادرشوهره برداشت احوال پرسی کردیم سرد جوابشونو دادم گفت چرا امیر نفهم جواب نمیده نخاستم کش بدم گفتم نمیدونم سرکار لابد بخاطر همین
دو سه تا تیمه دیگم انداخت
گفتم من کار داشتم جوابتون رو ندادم گفت چه کاری دارین شما آخه حتما خاب بودی دیگ گفتم حالا هر چی
گفت برای عروسی زنگ زدم ک دعوت کنم تونستین بیایین 😐😐😐😐 همین بخدا فقط همیتو گقت
گفتم مبارکه باشه ببینم چی میشه
قط کردم
این چجور دعوتیه ک سردددد و با تیکه دعوتمون کرده؟!!!!!