وجودش انگار پر از عقده و حسادته... قبلا تاپیک زدم که با اصرار خودش با برادربیکارم ازدواج کرد بعدم ک برادرم رفت سرکار باوجود بی احترامی و بد رفتاری هاش پدرم و مادرم حمایتشون میکردن..... اما اینقد هربار سرچیزهای الکی بهمون بی احترامی میکرد کم کم برادرم خودش گفت دوری و دوستی و خواست ارتباط نداشته باشیم و خووش اذعان کرد خانمش مقصره و جوابشو ندین. کم و بیش خودش میاد خونه پدرم.... ماخواهراهم بخدا جرات نداریم زنگ به برادرمون بزنیم خداشاهده فقط شمارمون بیفته رو گوشی برادرم شروع میکنه به پیام و فحش و ناسزا ولی بازم ما جواب نمیدیم اصلا.. برادرم خیلی هواشو داره بخدا باوجود بدرفتاری هاش هیچوقت ندیدم بهش بی احترامی کنه ماهم گفتیم بذاریم بخاطر دوتا بچه کوچیکش زندگیشونو کنن ما نمیریم خونشون نه هم مزاحمتی براشون داریم
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
من شاغلم برادرم خواست بیام ضامنش بشم خداشاهده قبول کردم ولی گفتم شوهرم نفهمه چون خانمش خیلی تا الان بی دلیل به من توهین و بی احترامی کرد گفتم حتما مخالفت میکنه... مدارکمو دیروز دادم بعد امروز خانمش با یه خط دیگ چون خط های خودش مسدوده به من چنان پیام های زشتی داده که از خوندنش خودم خجالت کشیدم
خواهر هم دردیم همسر برادر منم خودش بابرادرم دوست شد وخودش راضی بود برادرم تک پسره هرچی درتوان پدرم بود گذاشت باهاش رفتار خوبی داشتیم ولی ارتباط دوست نداره مادرعروسمونم همینه خاله هاشم همینن فقط وفقط خونواده خودشونو دوست دارن البته ما دخالتی نمیکنیم میگیم زن و شوهر باهم خوش باشند حتی دیدن ما نیان