چقد سخته رفیقم بود،دوهفته پیش تاپیک زدم چی بپوشم برای عروسیش
کجا رفتی مریم مریم نو عروسم
امان از سکوت ، و خستگی های ممتد امان از حرفای ناگفته شده و بغض سنگین گیرکرده یِ گلو امان از قلب شکسته ، و قلب دردهای ِ نصف شب امان از پریشانی های همیشگی و چشمهای قرمز شده از اشک امان از کاش های بی پایان و امان از چراهای هر روز امان از حسرت دلخوشی های کوچیک امان از روح های ِ مرده و جسم های ِ خسته امان از گریه های بعد از خنده !"
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
مرسی از همتون همش جلو خودمو میگیرم که شوهرم نگاهش بهم افتاد نبینه حال منم بده،بدتر نشه
حوصله بچمم ندارم دیگه
امان از سکوت ، و خستگی های ممتد امان از حرفای ناگفته شده و بغض سنگین گیرکرده یِ گلو امان از قلب شکسته ، و قلب دردهای ِ نصف شب امان از پریشانی های همیشگی و چشمهای قرمز شده از اشک امان از کاش های بی پایان و امان از چراهای هر روز امان از حسرت دلخوشی های کوچیک امان از روح های ِ مرده و جسم های ِ خسته امان از گریه های بعد از خنده !"
ماهم ۴روز پیش پسرعموی ۲۳سالم را به خاک سپردیم ....تنها بچه عموم بود ....داغش را به دلمون گذاشت
خیلی سخته بخدا خیلی
عکسای عروسیشو آورده بودن شوهرش عکساشو میبوسید
کمر شوهرم خورد شد ندا جان
همین یه خواهر و داشت
یه جوری زار میزد خواهر که جیگرم براش کبابه
امان از سکوت ، و خستگی های ممتد امان از حرفای ناگفته شده و بغض سنگین گیرکرده یِ گلو امان از قلب شکسته ، و قلب دردهای ِ نصف شب امان از پریشانی های همیشگی و چشمهای قرمز شده از اشک امان از کاش های بی پایان و امان از چراهای هر روز امان از حسرت دلخوشی های کوچیک امان از روح های ِ مرده و جسم های ِ خسته امان از گریه های بعد از خنده !"
امان از سکوت ، و خستگی های ممتد امان از حرفای ناگفته شده و بغض سنگین گیرکرده یِ گلو امان از قلب شکسته ، و قلب دردهای ِ نصف شب امان از پریشانی های همیشگی و چشمهای قرمز شده از اشک امان از کاش های بی پایان و امان از چراهای هر روز امان از حسرت دلخوشی های کوچیک امان از روح های ِ مرده و جسم های ِ خسته امان از گریه های بعد از خنده !"
پسرعموی منم ۲۸ ابان عروسیش بود .حتی خونش راهم اماده کرده بودن ، جهیزیه راهم چیده بودن ....ما لباس برای عروسیش دوختیم ، زن عموم چقدر خوشحال بود و برنامه چید و توگروه خانوادگی حرف از حنابندان میزدیم ولی روزگار نخواست ......😔
سالها دویدم ولی به مقصد نرسیدم ..... برای همه منتظرها و من دعاکنید ....
عزیزم 😭 میدونم چقدر سخته .خداالهی صبرشون بده و روحش شاد باشه ....پسرعموی منم ۲۸ ابان عروسیش بود .حت ...
روحشون شاد
خدا به عزیزانشون اندازه غمش صبر بده
امان از سکوت ، و خستگی های ممتد امان از حرفای ناگفته شده و بغض سنگین گیرکرده یِ گلو امان از قلب شکسته ، و قلب دردهای ِ نصف شب امان از پریشانی های همیشگی و چشمهای قرمز شده از اشک امان از کاش های بی پایان و امان از چراهای هر روز امان از حسرت دلخوشی های کوچیک امان از روح های ِ مرده و جسم های ِ خسته امان از گریه های بعد از خنده !"