2777
2789
عنوان

داستان جذاب🥰

40 بازدید | 0 پست

  عدالت خدا 


ﺯﻧﯽ ﺧﺪﻣﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﺩﺍوﻭﺩ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ : 

ﺁﯾﺎ ﺧﺪﺍ ﻋﺎﺩﻝ ﺍﺳﺖ؟ !

ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻋﺎﺩﻝ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻭﺟﻮﺩ 

ﻧﺪﺍﺭﺩ،ﭼﻪ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﺭﺍ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯽ؟ !

ﺯﻥ ﮔﻔﺖ :ﻣﻦ ﺑﯿﻮﻩ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ سه ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺩﺍﺭﻡ ، 

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﻬﺎ طناب ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ 

ﻣﯿﺒﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺑﺎ ﭘﻮﻟﺶ ﺁﺫﻭﻗﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍی ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ 

ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﻡ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﮐﻨﻢ ...

ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﯼ طناب ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ 

ﺭﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﻭﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺍﻻﻥ ﻣﺤﺰﻭﻥ ﻭ ﺑﯽ ﭘﻮﻝ ﻭ 

ﮔﺮﺳﻨﻪ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﯾﻢ ...


ﻫﻨﻮﺯﻡ ﺻﺤﺒﺖ ﺯﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ ...

درب خانه حضرت داوود را زدند و ايشان 

اجازه ورود دادند، ده نفر از تجار وارد شدند 

و هر کدام کيسه صد ديناری را مقابل حضرت 

گذاشتند و گفتند اينها را به مستحق بدهيد.

حضرت پرسيد : علت چيست؟؟

گفتند : در دريا دچار طوفان شديم و دکل 

کشتی آسيب ديد و خطر غرق شدن بسيار 

نزديک بود که در کمال تعجب پرنده ای، 

طناب بزرگ به طرف ما رها کرد. و با آن 

قسمت های آسيب ديده کشتی را بستيم و 

نذر کرديم اگر نجات يافتيم هر کدام ۱۰۰ 

دينار به مستحق بدهيم 

حضرت داوود، رو به آن زن کرد و فرمود:

خداوند برای تو از دريا هديه ميفرستد و تو او را ظالم مینامی ...

اين هزار دينار را بگير و معاش کن و بدان 

خداوند به حال تو بيش از ديگران آگاه است ...

هر وقت خواستی بگو به نیت حاجت،آرامش و سلامتیت صلوات بفرستم🥰😍♥️ نی نی سایت دوست دارم به خاطر وجود کاربرای بامرام و معرفتش که کنارشون دلخوشم🌷🌷🌷🌷🌷🌷😘😘 📚اگه راجع به زبان انگلیسی پایه ی متوسطه ی اول و دوم سوال داشتی از من بپرس♥️ من به امیدواری خود معتادم،نور را باید دید✨✨

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز