سلام بچه ها دارم منفجر میشم از عصبانیت فقط اینجا میتونم مشکلمو بگم چن شب پیش موبایل شوهرم زنگ خورد گفت از شرکت بوده باید برم زودم برمیگردم منم اعتماد کردم تا امشب همسر دوستش بهم اس داد که پنج شنبه دقیقا همون موقع شوهرش به شوهرم زنگ میزنه که با هم جایی برن شبم دیر وقت اومد خانمه یه چیزایی از شوهرش دون شب دیده که مطمینه با کسی بوده حالا من چیکار کنم؟به روی شوهرم بیارم؟دارم دق میکنم
پس جهنم اینه! هرگزبه این شکل درباره ش فکرنمی کردم ! یادتون هست: گوگرد،سیخ،آتیش.... آه! عجب حرف های مضحکی سال ها درمغزمان فروکردند . احتیاجی به سیخ نیست! حالا فهمیدم جهنم همان زندگی اجباری با احمق های اطرافه....!