2777
2789
عنوان

بچه ها بیاین

74 بازدید | 20 پست

خواهر بزرگم سر عقدش 

سنم کم بود بعد کلا یجوریه ک من زیاد بیرون نمیرم مراسم اینا هم زیاد نرفتم کلا بلد نیستم بعد هم مهمون نمیاد ن جای میریم هیچی ینی خلاصه منظورم این ک چیزی بلد نیستم ندیدم 

بعد سر عقدش منو فرستادن همراهش آرایش کنم کلا قرار بود اون یکی ابجیم هم آرایش کنه ولی من چون همراه ابجیم رفتم 

( ساقدوش بودم خودم خبر نداشتم)،

بعد دوتا آرایشگر بود اونجا دوتاخواهر بودن یکی رو من یکی رو ابجیم من موهام کوتاه بود بعد زودتر از ابجیم آماده شدم دیگ لحظه آخر ابجیم ب آرایشگره گف  موهاش فر کن ولی خب ی فر هول هولی انجام داد 

ازون ور هم داماد زنگ میزد ک دیر شده حالا مهمون هم کسی نداشتیم خیلی و زیاد هم دیر نشده بود فقط خونواده داماد عجله داشتن انگار ( مامانم گفت)

بعد هیچی من از آرایشم ک اصلا راضی نبودم

رفتیم عقد کردن برگشتیم خونه من اون یکی ابجیم و خالم تو خونه بودیم هیچکی نبودبعد اون یکی ابجیم که عروس باشه با شوهرش اومدن دم در یهو برگشت با لحن دعوا و عصبانیت داد زد که همش تقصیر توعه خنگه لباسم کثیف شد بجای ک لباس من و بگیری کثیف نشه حالا دقیقا جملاتش یادم نیس ی همچین چیزای گف اینقدر اون لحظه من ناراحت شدم خیلی هم ناراحت شدم هم عصبی هم خجالت کشیدم جلو همه دعوام کرد 

خودم خبر نداشتم ساقدوشم چون اصن چیزی نگفته بود بعد سنمم کم بود بعدش قرار بود اون یکی ابجیم هم بره آرایشگاه آرایش کنیم

بعد حالا ازینا گذشته آبجی بزرگم ب مامانم گفته ازمن دلش پره همش تقصیر من بوده عقدش دیر شده چون توی ارایشگا رو من کار میکردن بجای که رو عروس کار کنن 

دیر شده بود سرش تلافی میکنم سرعقد خودش هم همین کار میکنم ..

حالا من از هیچی خبر ندارم درصورتی ک من زودتر آماده شده بودم و ابجیم ناخون داشت آرایش صورت آرایش مو موهای ابجیم بلند تر

اصن اگ اینطوری بود چرا منو با خودت بردی پس مگ من مجبورت کرده بودم ک حالا اینطوری کینه بگیری 

بعد حالا سر خواستگاری حنا بندان بله برون هم مث کوزت بشین کمک بده کارکن. تمیزکاری کن بشور بساب

تازه عروسی کرده بود میومد خونمون یدفه برگشت تو صحبت ها نمیدونم چی شد گفت اگه خوشگل بودی که زودتر شوهر میکردی

زایمانش هم شب تا صبح بالا سرش باش 

اصن خواهر برادرام خیلی مزخرف و کینه ای هستن حس میکنم خیلی تنهام حالا این ی نمونه ش هس 

بعد همیشه با مامانم تلفنی که صحبت میکنن دو نفری غیبت منو میکنن

شبا که میشه دلش میگیره یا حوصله ش سر می‌ره ب من پیام میده حرف ازم بکشه بعد همونا رو می‌بره می‌زاره کف دست مامانم 

وقتی مجرد بود خیلی اذیت میکرد خونمون ت شیشه کرده بود از بس زورگو و غلدر و دعوایی بود الان ک ازدواج کرده اینطوری کینه ای شده و حرف از دهنت بکشه بزاره کف دست مامان

شما باشین چطور رفتار میکنید با همچین خواهری 







بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

فقط‌برا خودت ارزش قائل باش خوبی بکن اما به اندازه ظرفیت آدما وقتی از حدی بگذره که تو عزت نفست خراب بشه دیگه خودت شکست میخوری به خودت خیلی اهمیت بده و به خودت احترام بذار زیاد حرف نزن پیششون

فقط‌برا خودت ارزش قائل باش خوبی بکن اما به اندازه ظرفیت آدما وقتی از حدی بگذره که تو عزت نفست خراب ب ...

اره خیلی خونواده سمی داریم 

من زیادی تنها و وابسته و ضعیفم شغلی ندارم صب تا شب خونه موندم با رفتارو کارشون مغزم تیلیت شده شب خواب ندارم 

شانس ندارم ی شغل خوبی گیرم بیاد بخاطر همین رفتاراشون اعتماد ب نفس و عزت نفسم کور شده دلم برا خودم میسوزه هیچکس نیس ت خونه حامیم. باشه همه یجور مث رقیب و دشمنن

قطع رابطه ا ن بهت حسودی میکنه

اره مامانم هم میگ اگ شوهر شما بهتر از ابجیت باشه از حسادت میخاد بترکه 

خدا کنه دهنش پر بشه ب شما حسودی نکنه

وگرنه دلش نمیخاد کسی ازش بالاتر باشه 

همه باید بدبخت و ندار باشن خودش بالاتر باشه

اینطوری میگ ت دیگ حساب کن 


خواستگار خوب اومد شکارش کن برو سر زندگیت

اره انشاالله ولی خب معلوم نیس ‌ایقد ک شانسم عنه

دلم میخاد برم سرکار ولی خیلی استرسی شدم شدید هیچی هم بلد نیستم 

خیر سرم لیسانس حسابداریم مهارت اجتماعی ندارم 


ولش کن زندگیتو بکن

دلم گرفته ازین حرفش آخه ینی چی تلافی میکنم

الان سر اون یکی ابجیم هم کینه داره ب خواستگاری ابجیم نمیاد میگ‌ تو مراسم من هیچ کاری نمیکرد حالا من بیام کمر ببندم تو مراسم اون خودمو خسته کنم ک چی 

البته همه اینا تقصیر مامانم هست این کینه ای و دشمنی ها زیر سر مامانمه

نیاد بدرک خودتو درگیر نکن تو خوب باش بسپارش بخدا

خیلی دلم گرفته ازین ک‌از دستشون روانی شدم همیشه سعی کردم خوب باشم باهاشون ولی بیشترین بی مهری و بی توجهی نصیبم شده 

همش ضربه زدن 

نیاد بدرک خودتو درگیر نکن تو خوب باش بسپارش بخدا

بعد این ک وقتی مجرد بود می‌خواستیم بریم آرایشگاه 

غر میزد ک‌من همراهش نیام 

چون ابرو های ابجیم خراب میشه تقصیر منه ک‌همراهش رفتم

الان من اموزش اصلاح  ابرو دیدم همیشه میاد من بردارم ابروهاشو ک پول آرایشگر نده


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز