2777
2789
عنوان

یه خاطره از صبح ذهنمو مشغول کرده

116 بازدید | 15 پست

مجرد که بودم محل کارم کلا سی چهل نفر اقا بودن. و تنها خانوم من بودم. حالا یکی از اقایون ازدواج کرد. همکاران رو یه شب دعوت کرد باغ. خب منم دعوت کرد. منم چون تنها بودم دوستم هم همراه خودم بردم. 

حالا از صبح دارم بهش فک می کنم چرا رفتم. من تنها خانوم بودم نباید می رفتم. بنظرتون نمی رفتم بهتر نبود؟ 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

گذشت دیگه ولی آره نمیرفتی بهتر بود.

فقط و فقط سوالات معرفتی دینی خودتون بپرسید و سوال شخصی نپرسید .......................................................................................................جهت دفع شیاطین انس اللهم صل علی محمد و آل محمد

دوست پایه که باهات اومده😂یعنی خانوم اون آقا هم نبود؟

بابا جون تا لحظه مرگ آخرین باری که دستای نحیفتو تو دستم گرفتم و رگای کبودتو نوازش کردم یادم نمیره گاهی چه زود دیر می شود😔اگر دوست داشتید برای شادی روح پدرم فاتحه بفرستید😔🙏 من آن گلبرگ مغرورم که میمیرد ز بی آبی ولی با خفت و خاری پی شبنم نمی گردم😌
میگم شایدزشت بوده. بهتر این بوده که تنها خانوم منم نباید میرفتم. هم خودم معذب بودم. هم دست و بال اقا ...

خدای چرا رفتی اون بدبختام راحت نبودن!حالا دیگه بیخیال گذشته چندسال قبل بود؟

خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792