ببین گلم من فارس نیستم و علاوه براین بشدت دختر منزوی و توسری خور بودم بخاطر همین با هیچکس ارتباط نداشتم گذشت من دبیری قبول شدم خودمم تعجب میکنم چطور تو مصاحبه قبول شدم و رفتم یه شهر دیگه اونجا مسخره شدم حتی بخاطر اینکه گیر میکردم تو حرف زدن خیلی گریه میکردم و ساکت بودم توخوابگاه کسی باهام دوست نشد
گذشت گفتم خب من هر چه بودم اینجام و قبول شدم و فردا معلم میشم باید رو خودم کار کنم نشستم هر کیو توخوابگاه میدیدم باهاش حرف میزدم حتی اگهچرت و پرت میگفتم چون به بقیه نگاه میکردم حرفاشون مگه درباره علم و پیشرفته ؟نه
بخاطر چی حرف میزدم؟بخاطر اینکه فن بیانم بهتر بشه هوش کلامیم ضعیف بود یه مدرس فن بیان میگفت این قسمت که توذهن شما قرار داره اگه توکلمات گیر کنید نشون دهنده اینه که ضعیفه و فقط و فقط با درگیر کردن ذهنتون با کلمات فارسی بهتر میشه حالا تو توخوابگاه نیستی ولی ان تمرینو انجام بده منم انجامش میدم
هرروز بشین برا خودت یه خاطره با زبون فارسی تعریف کن اصلا مهم نیست چقد گیر کنی اصلا خودتو سرزنش نکن بلاخره تو تازه میخوای شروع کنی و فن بیان یک مهارته ، مهارت نیاز یه تمرین و تکرار داره به خودت زمان بده بعد چند ماه و یا حتی یه سال بهتر و بهتر میشی
من الان فن بیانم خیلی بهتر شده نسبت به قبل اگه میتونی توخونه هم فقط فارسی صحبت کن فیلم ایرانی ببین کلمات یا مثالایی که برات جالب و مبهمن رو یادداشت کن و ازشون استفاده کن