چند شب پیش رفتیم جشن یکی از پسر دایی هام
اون یکی پسر داییم با خواهر عروس رو هم ریختن قشنگ با هم میرقصیدن دل میدادن قلوه میگرفتن حالا هر دو ۱۸ ساله حتی قرار ازدواج گذاشتن همون شب😆😆
هرچی به پسره گفتیم خره توحتی سربازی نرفتی پر رو دراومد تو رومون گفت به شما چه عرضه زن گرفتن دارم میخوام