2777
2789
عنوان

پدرم اینو گفت بدجور دلم شکست🥲

223 بازدید | 9 پست

من یه بیماری دارم که سه ماه بیخیال شده بودن کل خانواده تا حالم بد شد مجبور شدن بریم دکتر 

دیروز بابام گفت خودت برو دکتر اخراش زنگ زد دارم میام 

رفتم پایین و خواستیم با هم بریم بالا توی مطب گفتم راستی دکتر جوابا رو دید گفت احتمالا نیاز به عمل باشه

توی آسانسور گفت تو از همون اولشم چیز خوبی نبودی همش ضرری برام و یه تیکه انداخت منم گفتم آره میدونم🥲

همیشه سعی کردم هواشونو داشته باشم حتی خودمو یادم رفته به فکر اونا بودم 

شما باشین ناراحت نمیشید؟

اگه شناخت از پدرم دارم و میدونم زبونش نیش داره، نه

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اگه شناخت از پدرم دارم و میدونم زبونش نیش داره، نه

یعنی عادت کردی؟ اصلا یه لحظه هم ناراحت نمیشی؟

پس چرا من بیست ساله عادت نکردم😅

اگر همه جا تاریک بود دوباره بنگر، شاید نور خود ِ تو باشی.

یعنی عادت کردی؟ اصلا یه لحظه هم ناراحت نمیشی؟پس چرا من بیست ساله عادت نکردم😅

آره

من پدرم این مسئله رو نداره ولی مادرم چنان نیشی داره زبونش واقعا حرفایی میتونه بهت بزنه که بعد شنیدنش کمر راست نکنی

خب وقتی میدونم اینجوریه چرا ناراحت بشم؟

مشکل اونه دیگه

که تهاجمی با بقیه رفتار میکنه

مشکل من که نیست


تازه مادر من خودش میدونه چه بلاهایی در طول زندگی سر من اورده هر بار باهام دعوا میکنه قهقهه میزنه میگه میدونی چیه؟ فکر نکن تو بهتری، تو کپی دیگه خود منی، تک تک سلولات ژنتیک منو داره

که منو بیشتر عذاب بده و تحت فشار بذارتم که با خودم خیال خودم به اندازه خودش آسیب زننده ام برای دیگران


ولی چه میشه کرد

باید عادت کرد دیگه

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
آرهمن پدرم این مسئله رو نداره ولی مادرم چنان نیشی داره زبونش واقعا حرفایی میتونه بهت بزنه که بعد شنی ...

این حرفا برام آشناست

اگر همه جا تاریک بود دوباره بنگر، شاید نور خود ِ تو باشی.

2790
2778
2791
2779
2792