عقدم ولی حرفای شوهرم خیلی ازار دهدنس واسم
امروز قراره بیاد برای نهار گفتم خونه ابجیم ودومادمون هم میان گفت من نمیام
دلیلش اینکه وقتی اون خونمونه شوهر ابجیم میاد دنبال ابجیم چرا ی دقیقه نمیاد داخل سلام کنه یا پیشم بشینه
چون خونه شوهرم دوساعت راه وقتی میاد خونمون شوهر ابجیم یبار هم نمیاد سر بزنه یا میاد دم در ابجیمو میرسونه میره شب هم اینجور دم در میبرتش ومیرن
شوهر گفت این اینجور رفتار میکنه منم اگ اون اونجا باشه منم نمیام🥲