ما دوتا بچه ایم، یه برادر بزرگتر دارم تقریبا از وقتی یادم میاد از بچگی بین ما دست فرق میزاشتند تو هر چیزی که فکرشو کنید و اونقد علنیه و به زبون میارن که کل فامیل هم میدونن و میگن.
بیشتر از من واسش خرج کردن، خیلی بیشتر بهش بها دادن، کمک مالی کردن اما واسه من به زور و نارضایتی خرج میکردند.
از ۱۸ سالگی به بعد پول تو جیبی اصلا بهم دیگه ندادن یه بار به رو خودشون نیوردن که تو خرجی نداری یعنی؟ با دوستات بیرون میری پول نمیخوای یعنی؟ اگه هم بهشون میگفتم، میگفتن مگه مجبوری بیرون چیزی بخوری گرون دربیاد نخور خب
ولی پول غذای پرنده خونگی داداشمو میدن!!! با اینکه تقریبا ۴۰ سالشه دیگه.
تو مجردیم خیلی اذیت شدم فکر کردم ازدواج کنم بهتر میشه ولی نه.
با خون دل برام جهاز گرفتن هر وسیله که نگاه میکنم یه خاطره تلخ میاد جلو چشمم. خیلی چیزا را بهم ندادن. با اینکه وضع خوبی دارند. هیچوقت دلشون راضی نبود برام خرج کنن.
اینکه خونوادت وضعشون خوب باشه و تو لنگ پول باشی و نتونی ازشون یکم کمک بگیری خیلی درد داره.
هرکاری میکنم بیخیال بشم و کنار بیام نمیتونم، دارم نابود میشم بخدا
کسی میتونه کمکم کنه چطوری کنار بیام با این موضوع