2777
2789

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

خب بگو

اولی

تازه ازدواج کرده بودم شاغل بودم اومدم خونه و بعد شام پختن رفتم حموم

دیدم ده دقیقه بعد برق رفت فکر کردم  همسرم اومده داره اذیت می‌کنه هرچی صدا کردم جواب نداد خواستم خودم در باز کنم قفل بود

بعد ک بی خیال شدم گفتم رفتم بیرون دعوا درست میکنم باهاش هم در باز شد هم برق روشن و خودم شستم 

اومدم بعدش بیرون دیدم همسرم نیست بهش زنگ زدم گفت کارم طول کشیده تازه دارم میام خونه 

خدایا از اینکه پسر کوچولو بهم دادی شکر
اولیتازه ازدواج کرده بودم شاغل بودم اومدم خونه و بعد شام پختن رفتم حمومدیدم ده دقیقه بعد برق رفت فکر ...

جالب بودددددددددد

ممکنه کسی تو خونتون اومده بوده ؟

خب بگو

دومی

باردار بودم دراز کشیدم وسط حال  ک خوابم برد بعد دیدم مادرم و همسرم اومدن خونه رفتن آشپزخونه به منم محل نمی‌دن فقط صدای آب و ظرف و خنده هاشون میومد هرچی گفتم ک بیاین من بلند کنین نیومدن وفقط مسخره میکردن من

بعد دیگه یادم نیست چی شد ک خوابم برد و بعد صدای در اومد همسرم بود باهاش شروع کردم دعوا چرا اینجوری کردی ک گفت مگه دیونه هست و تازه اومده زنگ زدم مادرم گفت من ک نیومدم اونجا 

خدایا از اینکه پسر کوچولو بهم دادی شکر
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز