خانما قبلا گفته بودم شوهر خواهرشوهرم بهم نظر داشت پیام و زنگ میزد چند بار به مادر شوهرم گفتم یه بار شوهرم کتکش زد آخرین باز هم خودم به شوهرم گفتم دعوا شد و قطع رابطه ولی با خواهرش خوب بودیم حتی زنک زدیم دعوتش کردیم خونمون (بدون شوهرش)ولی خودش یهو به همه گفت ژنداداشم مقصره اون به شوهرم زنک میزده،بعد خواهرش زنگ زد کلی دروغ به شوهرم گفت که زنت زنگ زده به شوهرم زنت حیوونه،عوضیه کلی فحش،و...من گفتم میرم شکایت میکنم پرینت پیام و زنگ گوشیم میگیرم شوهرم گفت ولشون کن زندگیشون بهم میخوره بعد دید ازین راه نمیتونه زندگیم خراب کنه زنک زد به شوهرم گفت زنت پشت تو پیش یکی از قامیلا حرف زده،خلاصه هرچی شوهرم گفت کی نگفت (معلوم بود دروغ میگه که زندگی منو خراب کنه)خلاصه من با خواهر شوهرم قهر کردم،شوهرم گفت من بخاطر تو نمیتونم قید خواهرم رو بزنم 😳تو نیا جایی که خواهرم هست اونم نیاد خونه ما،ولی من باهاش تلفنی اینا در ارتباط هستم
ما ماه پیش رفتیم مشهد،برای اینا هم سوغات اوردیم،زرشک نبات،زعفرون،هل یه لباس برند خیلی عالی برای دخترش آوردیم
حالا شوهرم میگه ببرم سوغاتیشون رو بدم،گقتم بذار خونه مادرت اون ببره بذه،خواهرت شعور نداشته یه زنگ بزنه زیارت قبول بگه،
گفتم سوغات ها رو ببر خونه مادرت ،مامانت بهش میده ،ولی مادرشوهرم شوهرم رو پر کرده اون خواهرته خودت ببر بهش بده و....
خیلی از دست شوهرم ناراحتم با اینکه میدونست حق با منه اینجوری مزد باید قید خواهرش هم میزد
بنظرتون حقبا منه یا شوهرم