سرخاک بابام، اینقدر گریه کردم، از مشکلاتم گفتم، گفتم برام دعا کن بابا، امیدوارم حرفام شنیده باشه، بکنم برنج برده بودم با خودم ریختم رو سنگ مزارش ، بعد رفتم سرخاک شهدا برای اونا هم فاتحه خوندم برای چندتاشون برنج ریختم به اونا هم گفتم دعا کنید امیدوارم صدام شنیده باشند