بچه ها من زیادی تو تنش بودم
زیادی اذیت شدم
زیادی حرص خوردم
زیادی تنها بودم
تا الان ک دیگه ۳۰ سالم شده فهمیدم جز خودم کسی همراهم نبوده
همیشه حرص خانوادمو خوردم
حرص کارای شوهرم
زیادی عصبی شدم جوری ک تازگیا از عصبانیت عصب گردنم میگیره میزنه ب کتف چپم
چطور آدم آرومی بشم
چطور با وجود بودن تو تنش ذهنمو آروم کنم
امشب رفته بودیم بیرون با داداشمو زنش بماند ک خیلی دست تنها بودم برا شام و بساط وقتی هم اومدم خونه شوهرم شروع کرد ب غرغر کردن ک سریع وسایلو جمع کن لباسامو بشور چایی بزار
واقعا الان فهمیدم خییییلی تنهام خیلی فقط میخوام تو همچین شرایطی ذهنمو آروم کنم ک از بین نرم وگرنه هیچ کس تو فکر من نیست