اوایل رابطمون من خیلی سرخوش بودم شورشوق زیاد شاد پرجنبوجوش حراف خوش گذرون سرهر مورد عکس میگرفتم شوخی خنده همیشه خونمون اتگار دوتایچه بود
اینقد زد تو ذوقم و بی احساس بود و سرد مزاج بود تو روابط زناشوییم سرد منم رفته رفته سرد شدم کم حرف بی ذوق امروز رفتم ناخنامو ترمیم کردم نشونش ندادم بگم قشنگه خودش با خنده گفت وااااااااییی چقد خوشگله عجب رنگ خفنی بعد خندیدیم جفتمون گفت چرا نگفتی نظر بده گفتم یادم نبود اصلا
گفت بگو پیرم کردی بی شوقم کردی ذوقمو کور کردی مث خودت بی احساسم کردی منم گفتم اره خوب میدونی گفت بروووو بعد جفتمون ساکت شدیم
بنظرتون خودش میدونه خودش بامن این کارو کرده یا همینجوری چیزی بلغور کرد