حواهر من که بی محبت و سرد و بی خیره... اونقدر دلم رو شکسته که یک جورایی دیگه دوستش ندارم... خوش باشه با عزیزانش...
حیف از اون همه مهر و محبت و دلسوزی و خیرخواهی.
دخترکی شاد در من میزیست...که چونان شاپرک، به اینسو و آنسو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بالهایش ریخت... پَرپَر شد...
سلام دخترا، من چند ساله از سامانلعیا خرید میکنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدلهاشون رو اونجا میذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.
گفتم اگه کسی دنبالشون میگرده، از اینجا میتونه پیداشون کنه
سلام معمولا خواهر ها تو مجردی دعوا و کتک کاری داشتن، من و خواهرم داشتیم و الان البته با هم خوبیم، شم ...
زورمون یکی بود ولی اون با جیغ و ناز و ادا حمایت مادرمو میگرفت.
دخترکی شاد در من میزیست...که چونان شاپرک، به اینسو و آنسو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بالهایش ریخت... پَرپَر شد...