2789
عنوان

دلم گرفته

| مشاهده متن کامل بحث + 651 بازدید | 64 پست

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



میفهمم چی میگی...انگار زیر ذره بین بودی... منم تو عقدم کلییییی اذیتم کردن نامردا باورکن بیشترم اطرا ...

دقیقاخانوادش یادش میدن هرکاری کنه خانوادش عین کوه پشتشن اونم فقط بخاطرپولش بخداوگرنه همسرم ی ریالیم براوناارزش نداره میترسن دیگه خرجشونونده بااین تیپی ک میگردن معلوم میترسن هرروزی دست لباس جدیدتنشونه هرروزکلی پول ب خواهراشوخانوادش میده کلی لوازم خونه .همه میگن ایناهیچی نداشتن ازوقتی همسرمن رفت سرکارایناب اینجارسیدن همه ازشون بدمیگن خدالعنت کنه اونایی ک قبل ازدواجم نگفتن الان دارن میگن چجورین

حلقم ونشونم حلقم چسبش کنده شدازدستم میفته ننداختم ترسیدم گم کنمش 😢سراین دعواشد

شاید قبلا بهت هشدار داده....شوهر منم یه بار سرش از دستم بشکون گرفت گفت اگه جسب نداره اگه رنگش عوض میشه بزار بشه اگه گم میشه بزار بشه ....خودم خریدم میخوام خرابش کنی

تو چه دانی که پس هر نگه ساده من...چه جنونی ....چه نیازی .....چه غمیست
عزیزم اونم شاید ناراحته دلش گرفته یه گیری داده شرایط روحیش شاید بده الکی دنباله بهونه بوده

ن همیشه اینجوریه ب حلقه ونپوشیدن جوراب گیرمیده ب موبیرون بودن گیرمیده اونم فقط برمن ن برخانوادش ب کوتاه بودن لباسم 

خییییلی اخلاق گندیه.....داداش منم اینجوریه...ولی من وشوشووفقط مهمونیامیندازیم....ننداختیمم ننداختیمم ...

ن من همیشه دستمه حتی موقع خاب یاحموم کلادستمه 

گلم خودتو ناراحت نکن منم اوایل عقدم بعضی اوقات یادم میرف بندازم نامزدم ناراحت میشد.بیخیال باش مردا همینطورین اونا فک میکنن با قصد غرضی نمیندازیم اما من یادم میرف واقعنی خوب چون تو مهمی براش اینکارو کرده همشون میگذره و ی روز ب این روزا میخندی بیخیال 

اری فاحشه شدیم..،وقتی عشق تجاوز کرد وقتی بدبختی تجاوز کرد... وقتی قدرتمندتر از ما تجاوز کرد... ومن حامله ی عقده هستم..بترسید از روزی ک فرزندم ب دنیا بیاید..
چیز دیگه ای نبود ک به انگشترت گیر دادن بدم میاد از مردایی ک تا دعواشون میشه زنگ میزنن به پدر و مادر ...

😔😔من رفتم خونه زنداییش صبونه خوردن منم ی چای خوردم بعدجمع کردیم بلندشدم باخواهرشوهرم شستیم تااومدم پایین دیدم شوهروخواهربزرگش دارن حرف میزنن من رسیدم قطع کردن رفتیم مسجداوناروپیاده کردمنونزاشت گفت بشین میبرمتون خونتون زنگ زدب پدرم دخترتون ابرومونوداره میبره انگشتراش نیس انگاراومده عروسی واین چیزا منم ارایش نداشتم ی ابروبودوی ریمل همین مانتوبلندمشکی تاروانگشت پام بودتنم بود😔😔😔انگارچیکارکردم ک همچین حرفیوزدبهم بعدم گفت خانوادم دخترپیداکردن بعد۴۰میخام عقدکنم میخام تاون موقع همه چی تموم بشه تولیاقت منونداشتی این چیزا

گلم خودتو ناراحت نکن منم اوایل عقدم بعضی اوقات یادم میرف بندازم نامزدم ناراحت میشد.بیخیال باش مردا ه ...

من ۲۴دستمه یهوازانگشتم افتادتوخونه بودم نگاکردم دیدم چسبش کنده شده افتاده زمین انگشترمم افتادتولیوان .اگ بیرون میفتادپیداش نمیکردم اوناهم حساس اگ گم میشدهی سرکوفت میزدن 

مگه بچه ای که خانوادت برات تصمیم میگیرن؟!

باهاشون قاطع و محکم صحبت کن 

بعضی پدر و مادرها تفکرات سنتی و قدیمی دارن و هر کاری شوهر و خانواده اش بکنن به چشمشون نمیاد و فقط دختر خودشونو مقصر میدونن!

اگه پدرت انقدر به حرفهای همسرت بها نمیداد اونم هر چی میشد تندتند زنگ نمیزد شکایت تورو به پدرت بکنه!

تو دیگه یه دختر بالغ و مستقلی نذار کسی برات تصمیم بگیره اگر این زندگی رو نمیخوای محکم به خانوادت بگو و از چیزی نترس

من مشکلات را حل نمی کنم , من افکارم را درست می کنم ، سپس مشکلات خودشان حل می شوند. (لوییز هی)
من ۲۴دستمه یهوازانگشتم افتادتوخونه بودم نگاکردم دیدم چسبش کنده شده افتاده زمین انگشترمم افتادتولیوان ...

الهی ِِخوب براش توضیح میدادی ک اینطوری شده میگفتی چون واسم باارزش بود ترسیدم گم بشه تو ازم دلخور بشی دوست نداشتم حلقه ازدواجم اینهمه از نظر مادی ومهم تر از اون از نظر معنوی مهم بود گم بشه

اری فاحشه شدیم..،وقتی عشق تجاوز کرد وقتی بدبختی تجاوز کرد... وقتی قدرتمندتر از ما تجاوز کرد... ومن حامله ی عقده هستم..بترسید از روزی ک فرزندم ب دنیا بیاید..
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792