بخاطر بحثی که دیشب داشتیم امروز تصمیم گرفتیم باهم نهار بخوریم و حرف بزنیم برای همین ظهر من رفتم محل کارش . توی راه تصادف کردم و زنگ زد گفتم تصادف کردم و اینا گف الان میام!!!!
ده دقیقه بعد زنگ زد گف نمیتونم بیام جلسه ی خییلییی مهم دارم و باید باشم. منم درکش کردم و گفتم باشه و زنگ زدم بابام امد کمکم و تصادفو جم کردیم
تمام ک شد رفتم سمت محل کارش نشستم دیدم از جلسه امد رفت تو اتاق همکارش کلی حرف زد بعد با همکارش امد تو راه قدم زد حرف زد بعد ک منو دید یادش افتاد منی هم وجود داره!!
خیلی تحمل کردم همونجا هیچی بش نگفتم بعد رفتیم نهار شروع کردم گفتم هر مرد دیگه ای بود از در جلسه میامد بیرون سریع زنگ میزد به زنش بیینه اصلا تو تصادف کرد ن ش یا نه اینجور گفتم بش بر بخوره.
میگ میخواستم بزنگم ولی دیگ دیدمت!!!
الان بگید پخمه هست یا نه ؟ تاپیک دیشبمم بخونید