امسال تولدم برعکس سالهای گذشته
نه منتظر دسته گل و کادوهای آنچنانی بودم
نه منتظر سوپرایز تولد و شلوغی و مهمونی
نه منتظر اینکه ببینم کی اولین نفر به یادمه
نه نشسته بودم گوش به زنگ
که ببینم کی یادش رفته
نه منتظر بودم کسی خوشحالم کنه نه دنبال بهونه که از دست کسی بخوام ناراحت شم
امسال برای اولین بار احساس کردم یکم بزرگتر شدم.انگاری بیشتر میفهمم بیشتر درک میکنم بیشتر به آدمها حق میدم،کمتر ازشون انتظار دارم،و بیشتر از خودم توقع دارم تا بقیه.
سالی که گذشت برام سال سختی بود
خیلی صبح هاش تا شب با فکر و خیال سر شد
خیلی شبهاش تا صبح با گریه گذشت ولی تموم همین سختیاش باعث شد جایی باشم که الان وایسادم.
تو نقطه ای از زندگیم باشم که الان هستم.
چون تبدیل به آدمی آگاه تر قوی تر باانگیزه تر مستقل تر و فهمیده تر از پارسالم شدم.
حتی از صب ک بیدارشدم دارم گریه میکنم ولی
تولدم مبارک:)