میشود با یک غزل پرواز کرد
میشود بایک ترانه یک سفر اغاز کرد
میشود در سایه سار واژه ها
از علی گفت وزگفتن، عشق را آغاز کرد
میشود در اوج این دنیای پست
یاد چاه افتاد و بغظی را شکست
میشود گفت و شنید از شور و شین
از لبان ِ طفل شش ماهِ حسین
میشود درروز سخت العطش
گفت از کوچ سه ساله ماه وَش
میشود از مَشک گفت وازعمو!
ازسه شعبه تیر و یک زخم گلو!
میشود از عطر بوی یاس گفت
از َاخای ِ معرفت، عباس گفت
میشود با کاروان همراه شد
با غل و زنجیر و غم همراز شد
میشود قالب تهی کرد از َالم
از غم مولای عاشورای غم
میشود با این غزل پرواز کرد
چشم را درکربلایش باز کرد
من شاعر نیستم گاهی یه چیزایی مینویسم