هوا ب شدت افتابییی بود ی تخت گذاشتیم تو حیاط بعد ظهرا میشینیم تو حیاط
الان تو حیاط بودیم دختر عموم ۳سالشه کلی عروسک اورده بود رو تخت یهو دیدم داره جمشون میکنه گفتم تیام کجا میخای بری گفت دلی(اسم عروسکش)بم گفت الان بارون میاد نمیخام خیس بشن 😐
بخدا نیم ساعت طول نکشید ی بارونییی گرفته الان ک برگام واقعا😂