شوهرمامروزصبح رفته ماموریت به مدت سه روز گف هرجا دوس داری برو
بعد مادرشوهرمم طبقه پایینمونه تنها زندگی میکنه من گفتم امشب پیشش باشم ازفردا برم خونه مامانم و اجیم واینا تاوقتی ک شوهرم بیاد دوس ندارم خونه باشم.
بهد مادرشوهرم برا فردام برنامه ریخته ک بیا صبح بریم بانک وشبم خواهرشوهرمو بگه شام واینا منم نتونستمبگم من خونه نیستم.حالا نمیدونم چه جودی بگم.واقعا دلممیگیره خونه باشم ب شوهرمم زنگیدم فرداصبح میرم تا هروقت اومدی گف باشه هرجا میخوای برو وخوش بگذرون وتنهو نباش
حالا نمیدونم چ جوری ب مادرشوهرم بگم😣