چندماهی طلاق گرفته حالا میخواد شوهر کنه روستا . ۷ ماهم نیست جدا شده میترسم از رو عجله تصمیم گرفته باشد باز کارش ب جدایی بکشه ضربه بخوره پاشم کرده تو یه کفش . نمیگم خدایی نکرده روستا بده ولی میترسم نتونه تحمل کنه خیلی وابستشم هستم بره خیلی تنها میشم خواهر بزرگترم میمونه خواهر خودم خیلی افاده ایه دلم ب همین عمم خوش بود