خوب دوستان این هم روزگاری بود که ما گذراندیم............گرفتار قومی شدیم که اگر نزاع کنند مزرعه را به آتش میکشند واگر صلح کنن محصول را به تاراج میبرند!!!!
اسی من و تو هم دردیم منم پشت کنکوری ام امسال کنکور دادم آزاد قبول شدم نتونستم برم شهر دگه مامانم خیلی بدجنس و بدهنه و کنترل گر خسته ام کرده میخواستم خودکشی کنم خیلی اذیتم میکنه عصبیم کرده حالا رفتم کتابخونه صبح میرم تا ۶ عصر ار کتاب های کتابخونه استفاده میکنم امیدم به اینه یه شهری قبول شم از خانواده ام دور شم
عزیزم همه چی که درس نیس . کار ازاد الان زندگی رو میسازه .یا کاراای هنری مثل ارایشگری
شوهرم درس خون بود همه نمراتش هنیشه بالا .ارشدش رو هم گرفت بعدش رفت یه جا شاگردی کرد بعد ۲ سال مغازه خودش رو باز کرد زندگیمون رو اون مغازه کلا تامیین کرده همه چی خریدیم