2777
2789
عنوان

نمیدونم مشکل از منه یا همسرم

| مشاهده متن کامل بحث + 1124 بازدید | 47 پست
واقعا من دلم و به چی خوش کنم تو این زندگی؟

ای خواااهر 

هممون یکی اینجوری زیر گوشمون هست فکر نکن بقیه زندگیا گل و بلبل

     من خود بلای خویشم از خود کجا گریزم!                                                                                                        ‌‌       🔴❌️درخواست دوستی قبول نمی کنم❌️🔴                                                                                                                           

منم دقیقا اینجوریه شوهرم . واقعا دلسرد شدم

منم خیلی عذاب می کشم موندم بعد ۵سال چ کنم باورت میشه گریه کنم میگه صلاح شما زن ها همینه براش مهم نیست دوستم نداره انگار با این ک گاهی میگ دوست دارم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اره بم میگ پرو میشی اصلا از خودم لباس پوشیدنم توجه ب بچم عدا پختم کیک هام منظم و مرتب بودنم همه تعری ...

ببین تو با ی رفیق‌زندگی نمیکنی‌ این‌افراد همیشه ی شخص از خانواده غریبه میدونن تورو ممکنه ازهمه تعریف کنه ازتو نه ، همیشه تو طلبکار باش حتی وقتی رفتار زناشویی دوطرفشو انجام نمیده ،بزار بدونه داره کم میزاره و تو میدونی ،مرد میخواد زنو بدهکار کنه خودش طلبکار ،درصورتی که زن داره از بی محبتی و توجه خشک میشه ،حرفتو بزن بگو درمورد محبت کردم برای من کم میزاری من ازت راضی نیستم وظیفه شوهریتو درست انجام نمیدی جوری بگو که من میدونم حقم چیه و تو کم میزاری 

منم خیلی عذاب می کشم موندم بعد ۵سال چ کنم باورت میشه گریه کنم میگه صلاح شما زن ها همینه براش مهم نیس ...

شوهرت اصلا ساده نیست اگر این حرفارو میزنه هیچوقت جلوش احساساتی نباش سرت کلاه میره 

منم همینم تا چندروز کم حوصله و تو خودمم و بدتر اینکه اون میگه چیزی نشده اصلا موضوع مهمی نیست که بهش فکر نکن دلیلشم اینا خانوادش تا منو تنها گیر میارن میرینن بهم اونم میگه به کنه جرات ندارن بگن به تو میگن پس اشکال نداره  همین الآنم سر خونه ننش رفتن دعوامون شده و قهریم سراینکه میگه پنجشنبه بیا شب بریم تهران خونه مامانم جمعه برگردیم خونه خودمون منم قبول نکردم امروز میخواستم از خونه مامانم برم خونه خودم موندم بلاتکلیف   

فقط 2 هفته و 4 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

تاریخ۱۴۰۴/۰۳/۰۲ بیبی چکم مثبت شد 🥰۱۴۰۴/۰۳/۰۳ جواب آزمایشم با بتا ۱۶۰۰ مثبت شد مامان جون نمیدونم دختری یا پسر ولی منو بابا عاشقانه دوست داریم و از حضورت خوشحالیم 😘۱۴۰۴/۳/۳۱ رفتیم سونوگرافی خدارو شکر قلبت تشکیل شده بود😍۱۴۰۴/۰۴/۱۸ واسه اولین بار صدای قلب کوچولوی شنیدم 🤩۱۴۰۴/۴/۲۳ رفتیم انتی بابا کلی ذوق کرد از دیدنت و توهم حسابی شیطنت و دلبری میکردی دستای کوچولوت تو دهنت بود و دکتر احتمال داد یه پسر ناز باشی😍۱۴۰۴/۵/۲۰ اولین ضربهات مثل نبض حس کردم عشق مامان 🥰۱۴۰۴/۰۶/۰۵ رفتیم آنومالی ماشاالله خیلی شیطونی مامانی همش داشتی میچرخیدی دوست داشتم ساعتها به صفحه مانیتور نگاه کنم و ببینمت خانم دکتر گفت یه پسر نانازی 🥰۱۴۰۴/۰۶/۱۳ اولین خریدت کردیم دوتا زیر دکمه کوچولو بابا همش میگه این خیلی برات بزرگه 🤩۱۴۰۴٫۰۷/۰۲ وقتی بابایی دستش رو شکمم بود یه لگد محکم زدی بابایی کلی خندید و ذوق کرد برات ❤️ ۱۴۰۴/۰۷/۰۳ پریشب با دیدن خون یه شوک بهم دادی مامانی اونجا احساس کردم یه تیکه از وجودمی و چقدر بهت دلبستم من گریه کردم و بابایی خیلی نگرانت بود رفتم دکتر و گفت نیم سانتی دهانه رحم باز شده و باید استراحت کنم 😢۱۴۰۴٫۰۷٫۱۵ امروز اتفاقی فهمیدیم بابایی از یه آهنگ خارجی خوشش میاد توهم خوشت میاد و هروقت اون آهنگ میذاریم کلی تکون میخوری منو باباییم دستمون میذاریم رو شکمم و دوتایی از شیطنتات کیف میکنیم ❤️۱۴۰۴٫۰۸٫۰۸ رفتیم دکتر مامانی خدارو شکر خودم شرایطم خوب شده بود توهم خواب بودی پشت کرده بودی وزنتم شده ۱۰۸۴ گرم 🥰۱۴۰۴٫۰۸٫۱۵ وسایل سیسمونیتو خریدیم پسر قشنگم واسه تک تکشون کلی قربون صدقت رفتیم و تصورت کردیم 😍۱۴۰۴٫۰۸٫۲۲ رفتیم دکتر وزنت شده ۱۲۵۸ گرم پسر قشنگم دکتر غش کرد از خنده یه شکل عجیبی تو شکمم دراز کشیدی بابا میگه عین من بد خوابه 🤣۱۴۰۴٫۰۹٫۰۶ رفتیم دکتر مامان تپش قلبت خیلی پایین بود حسابی منو بابارو ترسوندی پسر قشنگم تا یه آبمیوه خوردم و خدارو شکر سرحال شدی😍۱۴۰۴٫۰۹٫۱۴ چند روزی از کمر درد فلج شدم و به سختی پامیشم پسرم ولی همه اینا میگذره امروز بابا سرش گذاشت رو شکمم یواش یواش باهات حرف میزد شروع کردی تکون خوردن مامانی بابا خیلی برامون زحمت میکشه دعا کن همیشه سلامت باشه و سایش بالاسرمون باشه ❤️۱۴۰۴/۰۹/۲۰ روز مادر رفتیم دکتر مامان قلبت خیلی ضعیف میزد کلی گریه کردم 🤕

نه من شوهرم خوردم نمیکنه جلو کسی یکی دوبارپیش اومد از لج اینکارو کرد ک ب اندامم‌ ایراد نگرفت ب کارم ...

ان براش این جور حرف زدن عادیه تو  خانوادشون ولی من حس میکنم شخصیتم خورد شده وقتی جلو بقیه با بوی درباره حرف میزنه فقط جلو خانواده ش اینطوریه جاری  و برادراش پدر و مادرش

حالا مال تو خوبه

پرنسس  من  وقتی من پریود میشم 

ایشون هم همزمان با من پریود میشه ۲روز اول رو زیاد رو مخم نیست اما وقتی روز سوم میگه میگه هان چیه و از این داستانهااا دیگه اون روز زدم ب سیم آخر هر چی از دهنم در آمد گفتم گفتم عوض این چس کلاسااا برو دوتا کتاب بخون در مورد pmsتا شاید بفهمی که بعضیا تا روز آخر درد دارن 

متاسفانه من پریوداااام وحشتناکه

تا تموم هم میشم بی انرژی میشم تا چند روز کم غذاااهم هستم خودتون دیگه درک کنید دا

فقط بنظرم خودت چن بهر برو پیش تراپیست بعد ایشون رو متقاعد کن با زبون چرب و نرم ببرش 

بخدا خیلی از مشکلاتمون حل میشه 

من سال ۸۸عضو نی نی سایت بودم دقیقا وقتی پسرم بدنیا آمد با این سایت آشنا شدم و تا سال ۹۷هم تو سایت بودم ولی بنا ب دلایلی از سایت رفتم و تو سال۱۴۰۱باز آمدم تو سایت اینجا برام دلگرمی و سرگرمی هست لطفا دل همو نشکنیم ‌چونکه هیشکی همو نمیشناسه ب کارما هم اعتقاد داشته باشین و لطفا برای نیت من خواستین صلوات بفرستین و لایک کنید منم برای نیت شما صلوات میفرستم انشالله همه مشکلشون حل بشه و ب مراد دلشون برسن زندگی خیلی کوتاه هست قدر داشته هاتون رو بدونید 

دوست عزیز مردها قابل تربیت هستند به این قضیه باور دارم و می تونیم تغییرشون بدیم... مسیر سختیه ولی امکان پذیره...

همسر منم اوایل همینطوری بود چون با خانوادش زیاد رفت و آمد میکردیم در مورد من باهاشون صحبت می کرد و از من جلوشون انتقاد می کرد همین موضوع باعث شده بود اونها هم باهام راحت باشند و به خودشون اجازه بدن هر حرفی رو بزنند منم چون همسرم رو خیلی دوست داشتم اوایل هیچی نمی گفتم ولی ناراحت میشدم... به مرور زمان خسته و کسل شده بودم و جلوی همسرم ایستادم و گفتم کسی حق نداره چون من هیچی نمیگم به تفکرات من توهین کنه و سعی کردم رابطم رو با خانوادش محدود کنم و بیشتر رابطه دو نفرمون رو عمیق کردم و بهش محبت کردم و سمت خودم جذبش کردم، همسر من بدون خانوادش حتی مسافرت و تفریح نمی رفت ولی الان خیلی خوب شده و بیشتر تمرکزش روی زندگی خودمون دو تاست... شما هم باید روی همسرت و خودت کار کنی... مطمئن باش همه چی اوکی میشه

شما چیکار کردی؟وقتی میبینم جلو خانوادش درباره چاقی من حرف میزنه یا ... با این ک چاق نیستم پرم چطور د ...

عزیزم شما هم مثل منی 

من به کسی بی احترامی نمیکنم و نمیرنجونم کسی رو،،،،و ببینم کسی این رفتار رو داره سریع از چشممم میفته،،،،،

مخصوصا اون شخص اکه همسر و نزدیک ترین آدم بهت باشه 


همسر من اینجوری و هیچوقت دوستش نداشتم و ازش متنفرم و همیشه مثل دشمش بودم ،،،،چون بی ملاحظه هست و همیشه دلم رو میشکونه !!!



اونم بهم میگه نباید قهر کنی و ناراحت بشی 


منم بهش میگم تو مشکل روانی داری ،،،،

چرا نباید وقتی بی احترامی و بدرفتاری میبینم ناراحت نشم؟؟؟


چرا تو جلوی زبونت رو نمی‌گیری و خوب رفتار نمیکنی که من ناراحت نشم؟؟


شما چیکار کردی؟وقتی میبینم جلو خانوادش درباره چاقی من حرف میزنه یا ... با این ک چاق نیستم پرم چطور د ...

کم و بیش همسر من هم این مدل اخلاق ها رو داره بنظرم با این جور مردها توجه زیاد جواب نمیده باید خودت رو مشغول کنی خودش میاد دنبالت ولی وقتی ببینه بیکار نشستی یا تو گوشی یا زیاد به پر و پاش میپیچی ازت دور میشه منظورم این نیست کم محلش کنی و قهر باشی منظورم اینه برای خودت سرگرمی درست کن مثلاً خیاطی کن بافتنی کن وقتی ببینه سرت گرمه خودش دنبالت میاد

کاربران عزیز لایک نفرماییییید🌈 کاربری خربوریدان دیگه نیست پس انقد به کاربری من گییییییر ندید😏نی نی یار عوض نمیکنه والا وگرنه هم خودم و راحت میکردم هم شما رو.فضولا🌚

شما چیکار کردی؟وقتی میبینم جلو خانوادش درباره چاقی من حرف میزنه یا ... با این ک چاق نیستم پرم چطور د ...

ی سوال بین کسی ک دوسش داری 

و کسی ک دوستت داره اما حست بهش معمولیه ولی اخلاق و رفتارش عالیه همه جوره پشتته هواتو داره خانواده ی خوبی داره شرایط خوبی هم داره با تمام وجودش برات تلاش میکنه ک خوشحالت کنه کدومو انتخاب میکنی؟

حالا مال تو خوبه پرنسس من وقتی من پریود میشم ایشون هم همزمان با من پریود میشه ۲روز اول رو زیاد رو ...

نمیره هرکاری که کردم نرفت نیاز ب روانپزشک داشت فقط ی جلسه ب جاش رفتم قرصاشو چن روز خورد دیگ نخوزد باز خوردم ب بن بست 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز