برادر منم چندسال درگیر شیشه بود از پدرم خجالت میکشید.وقتی پدرم باهاش صحبت کرد و بردش کمپ میخواست از اونجا هم فرار کنه زنش هم مقاومت میکرد که نمیخواد ترک کنه ولش کنین
وقتی رفت کمپ به همه فوش میداد و پیغام های تهدید که میکشم و فلان اینا ولی،الان خیلی راضیه دست بابام رو میبوسه میگه چرا زودتر نجاتم ندادی
شماهم امتحان کنین بالاخره یا ترک میکنه یا دوباره همین میشه دیگه...بدتر که اتفاق نمی افته
البته با یه دکتر مشورت کنین اگه سنشون بالاس