منم همینجور بودم هی میگفتن اگه پسر بود این اگه دختر بود اون
منم انقد استرس داشتم آخه اسمایی هم ک میگفتن واقعا زشت بود
دیگه خ ناراحت بودم
گفتم اسم بچه ب گردن پدر مادره ک خوب و ابرومند باشه
من خودم یاتو باید انتخاب کنیم
دیگه ب قول دوستمون میگفتیم چشم ولی پشتمونو میکردیم و . . .
آخرشم انگار وقتی فهمیدن دختره دیگه خ اصرار نکردن
توبیمارستانم شوهرم زنگ زد ب گوشیم گفت بالاخره چی بگیرم منم اسمو بهش گفتم البته ازقبل صداش میزدیم ولی خوب دیگه خواست مطمین بشه