امروز تولدم بود ولی کسب تبریک نگف حتی مامان و بابام و داداش وابجیم حتی بعضی دوستام هیچکی میخام کنکور بدم ک از این وضع گوه در بیام ولی نمیخونم میدونم ک باید بخونما ولی نمیخونم میدونم ک باید شب زود بخوابما ولی نمیخوابم دلم ی اراده ی آهنی میخاد
وای اشتباه منو نکن من الان چقدر حسرت اون روزامومیخورم که کاش میشستم واسه کنکور میخوندم واسه خودم کسی میشدم مثل دختر همسایمون که الان دکتره و همه عزتو احترامش دارن ولی من چی توام اگه الان از فرصتی که داری استفاده نکنی بعدا حسرتش برات میمونه نهایتش در بهترین حالت ممکن مثل من میخوای یه شوهر کنی و یه زندگی معمولی داشته باشی الانم یه تولده دیگه کسی تبریک نگفت که نگفت مهم نباشه برات اگه درآینده واسه خودت کسی بشی مطمئن باش همه جدا جدا برات تولد میگیرن پس قدر الانتو بدون دیگه این موقعیت برات پیش نمیاد دختر
بخدا تو موقعیتی ام ک اگ درس نخونم هیچی در انتظارم نیس یبار طلاق گرفتم
خب دیگه پس انگیزه لازمو داری برای درس خوندن پس بیخودی وقتتو با گوشی تلف نکن بشین حسابی برنامه ریزی کن که بخونی رتبه برتر تجربیو دیدی میگفت روزی ۱۳ ساعت درس میخوندم در روز،همونو الگوی خودت قرار بده اگر اون تونسته پس توام میتونی فقط افکار منفیو حاشیه رو از خودت دور کن مطمئنم که موفق میشی