عاشق شدم اما عاشق مردی که شبیه نیست اما بدجوری دلمو برده
یه آدمی که خوب و بديش قاطیه و زیاده
مثلا خیلی مهربونه اما تو رابطه متعهد نیست یعنی دنبال زن زندگی و دختر خوب نیست! دنبال کسیه که اونو سر انگشتش بچرخونه! از اون طرف خیلی کاریه و از طرفی عشق جلب توجه و دیده شدن
بچه ها هر خواستگاری که نا حالا داشتم اصلا کشش ج ن س ی بهش نداشتم تهش میگفتن طرف خونه داره ماشین داره موقعیتش خوبه باهاش ازدواج کن
اما این لعنتی بعد از ۳۵ سال همه چیزو تو وجودم زنده کرد
بچه ها تنها مردیه که بهش کشش ج ن س ی دارم
یه لحظه عاقلم و میگم ما به درد هم نمیخوریم اصلا
من درونگرا متواضع صادق
اون برونگرا شرو شور عاشق دیده شدن
یه لحظه اما عاشقم و میگم اون چقدر برام عزیزه
هیچکسو مثل اون دوست ندارم
تو ۳۵ سالگی این حسا یعنی من عاشق شدم
ولی دارم از پا درمیام