وقتی اومدیم از در بیرون بیایم جلو دخترای همسایه رید بهم و فحش داد هیچی نگفتم
رفتم در ماشینو باز کنم منتظر بودم داداشمم بیاد سوار بشه ، مامانم باز سرم داد زد فحش داد چیزی نگفتم
تو ماشین داشت منو فحش میداد الکی الکی😐
بازم هیجی نگفتم
از ماشین پیاده شدیم وسایل تو صندوق بود..مامانم سرم داد میزنه فلج برشون دااار😐بعد صندوقو نمیزنه
انگار مریضه امروز
خلاصه خونه فامیلیم شام..برامون چای اوردن ،منتظر بودم سرد شه بخورم ، از جلوم برداشت داد به پسر اونا..منم با ملایمت(ادم خیلی عصبی هستم خیلی سریع عصبی میشم اما الان دارم رو مشکلم کار میکنم که خودمو کنترل کنم)با ملایمت اما جدی بهش گفتم ، چای منو چرا دادی اون؟میخواستم خودم بخورم..اون پسره هم شنید ، بعد بابام گفت اشکال نداره یکی بریز..بعد مامانم گفت ای وای میخواستی😐 منم گفتم خب قبلش میپرسیدی ببینم میخوام یا نه ، اره میخواستم..بعدم دوباره برام چای اوردن
اما بهم بر خورد😐یه ذره ارزش و احترام برای من قائل نیست...بعد میگن چرا عصبی میشی💔💔