بچه ها شوهرم از اولش بخاطر محدودیتایی که خونوادم قائل میشدن و سره وام ازدواج من و این حرفا و بر اثر تاثیر حرفای خونوادش از خونواده من خوشش نمیاد
حالا یه دعای محبت پیدا شده که معلوم شد مامان من اوورده سره اون میگن این دعای خونه خراب کنی هست
مادر خودش داخل بالشت منم دعا گذاشته بود خودم پیدا کردم
حالا خونوادم شیش ماهه خونم نیومدن شوهرمم کلا نمیاد خونه اونا
چند روزه باهام دعوا میکنه و خونواده خودشو خیلی بیشتر از من میخاد
دیشب سره اینکه من خونه اونا شام نخوردم کلی فحش و تهدید بارم کرد من خونه خودم خورده بودم چون مهمون اومد رفتیم اونجا چون تو یه حیاطیم
امروزم گفت به مامانت بگو نه سیسمونی بخره بیاره نه بیاد اینجا
بچه رم میخاد که نزاره خونوادم ببینن
اومدم باهام دعوا کرد با این که پنج ماهه باردارم محکم زد تو سرم و حالا سرم درد میکنه
زنگ زدم به مامانم کلی حرف زدم اونم ناراحت شد حالش بد شد
به نظرتون برم طلاقمو بگیرم دخترمو تا هفت سالگی بزرگ کنم یا بمونم و با خونوادم قطع رابطه کنم و همچین شوهری رو تحمل کنم؟ تو تاپیکای قبلمم رفتار شوهرم هست