سلام گلای من
بی معطلی میرم سر اصل موضوع که باهاشون صحبت کنم
خانوما من 22 سالمه و دوست پسرم (رلم) 24 سالشه
حدود دو سال هستش که باهم در ارتباط هستیم و هم دانشگاهی هستیم
اوایل رابطه هیچ کدوممون برامون مهم نبود چیزی ولی رفته رفته دیدیم بدون هم نمیتونیم و هر بار قصد داشتیم توی دعواهای خیلی بزرگ جدا بشیم از هم نتونستیم و پای هم موندیم تا به امروز
ولی رابطه ما یه مشکل خیلی اساسی داره
اونم اینه که واقعا من خسته شدم از این دوری و از این طولانی شدن دوستی و دلم میخواد این پسر رو به عنوان شوهر داشته باشمش و همه فکرامو درموردش تو این دو سال از همه نظر کردم و دوسش هم دارم
با این حال که چند مدت پیش بهم گفت خونوادم دارن درمورد این ک باهم ازدواج کنیم صحبت میکنن باید کم کم دست بجنبونیم که من چون باهاش قهر بودن و دعوا کرده بودیم اون روز گفتم بمیرمم زن تو نمیشم و چند تا طعنه دیگه زدم که الان مثل چی پشیمونم و خیلی ناراحت شد ازم
اما نمیره سر کار نمیره از یه جا درآمد داشته باشه هیچ تلاشی نمیکنه اگر واقعا میخواد ازدواج کنیم
به نظرتون چیکار کنم ؟