من چندبار برونفکنی روح داشتم.ولی دیروز خیلی عجیب بود.قشنگ موقعی که از بدنم خارج شده بودم رو متوجه میشدم.یه حس عجیبی بود نمیدونم چجوری بگم.شما اینجوری شدین تا حالا؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بله کنار یخچال خابیده بوده بعد حس کرده پاشده رفته توی سالن و حتی بچهاصم دیده ک خابیدند و وقتی برمیگرده توی اتاق ی نسیم خنکی می وزه و وقتی میخاد ب بدنش ک خابیده نگاه کنه ب شدت میخوره زمین و روحش برمیگرده ب جسم...