2777
2789
عنوان

مرد بد دل

116 بازدید | 14 پست

خانوما لطفا کسایی که تجربه دارن کمکم کنن.من با همسرم دوست بودیم و بعد تقریبا ۳ ماه ازدواج کردیم بخاطر گیرای خانوادم خب اوایل ادم میزنه به سرش هیچ عیب و ایرادی رو تو طرف نمیبینه و البته واقعا دوران دوستی نمیشه فهمید یه سری چیزارو از وقتی عقد کردیم دعوا و بحث سر حجاب شروع شد البته اینکه مهمونی نمیومد طرف خونواده من (بجز خونه مامان بابام) اگه میومد هم با کلی بحث یا نمیزاشت من جایی برم!و... به مرور بعد یکسالو نیم این رفتاراش درست شد با صد تا مشاوره اما رو حجابم تعصب نشون میده یه مدت با صحبتهای مشاور خوب شد الان باز همون‌جوری شده تو خیابون که قدم میزنیم همش چشمش به منه ک گردنم دیده نشه حتی به موهامم گیر میده چرا زیاد بیرونه با این ک روز اول و دوران دوستی منو همینجوری دیده بود چه بسا بی حجاب تر بودم امشب یه مانتو کوتاه که ست با شلوارش و رنگش مشکی هست رو با شلوار گردویی رنگ پوسیدم که شلواره هم ازاده جذب نیس و چون میدونستم گیر میده ک جلوی مانتو کوتاهه دستک شالمو طوری انداختم که روی بدنمو تا پایین رون نزدیک زانو میگرف از اول شروع کرد چرا اینو با شلوار رنگ دیگ پوشیدی و ال و بل سعی کردم قانعش کنم بعد رفتم داروخونه چیزی بگیرم اومدنی با تلفن حرف میزد عصابش از اونجام خورد بود تو کارشم چند وقتیه ب مشکل خورده با کلی بدهی و عصاب خوردی بعد برداشت گف دیگ این مانتو رو با شلواری جز شلوار خودش نپوشی!گفتم من ک رعایت کردم شالمو بلند گرفتم چیزی از جلو دیده نشه گف رفتی داروخونه دستتو بلند کردی کارتو بدی باسنت اومده بیرون مانتویی ک پشتت بلنده!و کلی لباسایی ک میگ اینو با اون شلوار نپوش اونو با اون بپوش....خسته شدم امشبم دعوامون شد چند تا حرف بد بارم کرد منم گریم گرف اومدم خونه از همه جا بلاکش کردم از خطای مامان باباشم زنگ ژد پیام داد ج ندادم ...خیلی طولانی شد پیامم  ولی خسته شدم راهکار بدین چیکار کنم خیلی صبرکردم تا الان کلی دعوا و قهر داشتیم ولی حس میکنم درست بشو نیس چون باباشم خیلی بد دله راستی با کار کردنمم مشکل داره فقط ارایشگاه و اینک خودم مغازه داشته باشم اوکیه:)

چرا یک‌ نفر همش تو فکر اینه که ایا پرده کنار رفت تو اتاقم دیده شد ایا من رفتم سرلخت جلو در تراس،یا اینک تو خیابون مرتب شالمو درست کنه،با کار کردنمم مشکل داره جز جاهایی که خودش انتخاب کنه که مثلا خودم مغازه داشته باشم یا تو ارایشگاه یه لاینو دست بگیرم مثلا ایا اینا نشونه بد دلی نیس ؟همش حواسش ب اینه که من دارم از ماشین پیاده میشم یه وقت لباسم نره بالا در حد نرمال طبیعیه برای شوهر ادم که بفکر این چیزا باشه ولی این خیلی افتضاحه دیگه 

والله راستش نمیدونم چی بگم 

ولی شوهر خودم اوایل که نامزد بودیم میخواستم برم خونشون میگفت باید من بیام بیارمت یا لباس میخریدیم باید لباسایی میخریدم که بلند تر و گشاد تر بود 

به مرور خودم لباسامو خریدم دید لباس جدید گرفتم گیر داد گفت کوتاهه بهانه آوردم که با شلوار گشاد میخوام بپوشمش و اینا 

الانم هنوزم که هنوزه گیر میده مثلا یه مانتو دارم خیلی کوتاهه اوایل میگفت نبینم اینو بپوشی بعد یبار پوشیدم گفتم با ماشین میرم کسی نمیبینتم که دو سه بار پوشیدم الان عادت کرده دیگه نمیگه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چرا یک‌ نفر همش تو فکر اینه که ایا پرده کنار رفت تو اتاقم دیده شد ایا من رفتم سرلخت جلو در تراس،یا ا ...

اگه میخوای باهاش زندگی کنی به نظرم قید مانتو کوتاه پچشیدن و اینارو بزن دیگه سعی کن یه مقدار محجبه طور باشی 

ولی اگه نمیخوای به حرفش باشی حالا که اومدی قهر یه روز بیاد با خانوادش پدرت حرف بزنه باهاشون 

والله میگن یه زن هرزه رو زندانیش هم کنی بازم کارخودشو انجام میده ولی زن درست رو رها کن بره خارج سالم میره سالم برمیگرده 


والله راستش نمیدونم چی بگم ولی شوهر خودم اوایل که نامزد بودیم میخواستم برم خونشون میگفت باید من بیام ...

ولی خیلی سخته همش باید بترسی که الان ناراحت نشه از لباسم یا همش تو خیابون که کنارش راه میرم فکرم درگیر باشه من ادمی بودم ک تو جمع فامیل سرلخت و با تیشرت میگشتم عکس سرلخت پروفایلم بوده و همه اینارو میدونسته من الان هیچکدوم از اون کارارو حق ندارم دیگ بکنم خیلی چیزارو براش رعایت کردم ولی بازم گیراش هست خسته شدم بعد یسال و نیم تحمل کردن و دعوا کردن

ولی خیلی سخته همش باید بترسی که الان ناراحت نشه از لباسم یا همش تو خیابون که کنارش راه میرم فکرم درگ ...

سر خاستگاری نگفت باید حجاب کنی؟؟

باید اونموقع میگفت الان انگار داره بهت زور میگه

اون شمارو اونجورس دیده بود حرفی نزده که قبول کنی باهاش ازدواج‌ کنی بعد تورو با معیارهای خودش تغییربده 

بایدبا مشاور به نتیجه برسی بد دل هست یانهآرایشگاه که محیطش مناسب نیست چیزی نگفته عجیب

چون همه خانومن و مردی نیست:) صد جلسه مشاوره رفتیم ،مشاور یه بار جلو خودم گفت تو که خانومتو همینجوری دیده بودی و پسندیدی نمیتونی کلا تغییرش بدی اولا میگف لاک قرمز نزن وقتی میری ترمیم ناخن:/// باورت میشه؟

سر خاستگاری نگفت باید حجاب کنی؟؟باید اونموقع میگفت الان انگار داره بهت زور میگهاون شمارو اونجورس دید ...

فقط قبل ازدواج که باهم دوست بودیم ب من گفت من دوس ندارم شالتو بندازی منم چون دوسش داشتم قبول کردم گفتم حالا شالمو نمیندازم ولی دیگه عاصی شدم از دستش مشاور بهم گف وسواس فکری داره وقتی که مضطرب میشه گیر میده ب شال تو 

دید عموم چجوریه مگه نسبت به آرایشگاه؟؟چون یه زمانی همسر منم دوست مداشت برم آرایشگاه میپرسم

من رفتم تو ارایشگاه هنرجو رنگ و ولایت بودم مثلا دختره میکاپ کار بود هم شوهر داشت هم دوست پسر با مامانش هماهنگ میکرد شوهرشو میپیچوند با دوس پسرش میرف باغ همچین ادمایی تو ارایشگاه خیلی بیشترن دیگه خودت تا تهشو برو

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792