سلام دوستان،دیشب برای شوهرم ناهار گذاشتم آخه ناهار میبره سرکار،چون خورشت کم بود دو نوع خورشت ریختم،اونم یه دفعه داد زد سرم و گفت چرا دو نوع ریختی،دیگه از این به بعد ناهار نمیبرم،امروزم ناهارش رو نبرده،حالا منم خیلی عصبانی و ناراحتم،چیکار کنم که یادم برا،اصلا دلم نمیخواد شام بزارم
.فقط یک زن می تواند آشپزی کند، در عین حال هم عاشق باشد،هم دلتنگ بشود،هم کتاب بخواند،هم گریه کند و هم انگار که اصلا هیچ اتفاقی نیفتاده است.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
شما کار خونه ات رو انجام بده لج نکن ، به شوهرت هم بگو هر اعتراضی داره با صدای آروم و محترمانه بگه
یه موضوع کوچیک و بی اهمیت رو کش نده
ضمنا میتونی غذاها رو با تصمیم.مشترک درست کنی و اول هفته لیست تهیه کنی که اعتراضی هک نباشه
وصف رخساره خورشید ز خفاش مپرس دوست عزیز لطفا متن امضاء من رو بخونید نی نی سایتی گرامی لطفا اگر با کامنتهای من مخالفتی داشتید احساستون رو کنترل کنید و من رو ریپلای نکنید مگر اینکه مستقیما شما رو مخاطب قرار داده باشم یا استارتر تاپیکی باشید که توش پست گذاشتم ، من مایل نیستم هیچ بحث و تبادل نظری با مخالفانم داشته باشم مگر اینکه خودم اعلام آمادگی کنم پس خودتون رو خسته نکنید و با اجتناب از هر بحث بیهوده ای در حق اعصاب و شخصیت من و خودتون لطف بزرگی بفرمایید