خیلی میترسم عشق زندگیم ولم کرد اعصابم خورده بدون اون احساس پوچی میکنم.
امروز بابام داشت بخاطر اینکه دیر غذا درست کردم باهام دعوا میگرفت داداش بنده خدام خب بچست ۵ سالشه پایینِ ما از کابینت رفت اسباب بازیشو برداره اعصابم خورد بود محکم در کابینتو بستم دست بچه کامل لای در مونده بود.آستانه دردش خیلی بالاست واسه همدردی گریه نمیکنه براش بمیرم الهی ببین چقد دردش گرفت زجه میزد😔😔بخدا اصلا حواسم نبود که دستش لای اون گیر میکنه انقد اعصابم خورد بود😔یاد گریش میفتم و اینکه الان عذاب وجدان دارم میترسم دستش یه چی شده باشه از عذاب وجدان خوابم نمیبره این اتفاق واسه ۱ونیم ظهر بود 😔😔چجوری خوابم ببره
مثل اینکه اصلا حواستون نیست دور و برتون چه خبره که هنوز درگیر این عشقو عاشقیا هستید
چرا میدونم خیلی اوضاع خرابه هیچکس ارزششو واقعا نداره که اعصاب آدم بهم بریزه ولی من واقعا روحیم حساسه از اینکه ۴ ماهه ولم کرده و شبا بدون حرف با اون میخوابم و یدونه شبا خبرمو نمیگیره بدجور رو مخمه