نامزدم ۹ یا ۱۰ سالش بوده یه برادر داشته که از خودش یکی دو سال بزرگتر بوده بعد تو بیرون داشتن بازی میکردن یه ماشین به برادرش میزنه و همونجا تموم میکنه نامزدمم چون شاهده این صحنه بوده و خیلی بچه بوده ضربه بدی بهش میخوره روح و روانش آسیب میبینه یه مدت بستری میشه الانم که بیست سالشه قرص مصرف میکنه قرصایی هستن که دکتر بهش داده بوده تا کمی غم هاشو فراموش کنه بیچاره تا اومد انگیزه پیدا کنه ازدواج کنیم فهمیده که یه بیماری ای داره بهم نمیگه چیه میگه اگه دکتر بگه امیدی واسه زنده بودنم هس بهت میگم فقط میدونم یه قرصی هم دکتر داده میخوره برای عفونته و علائم بیماریش هم ادرار خونی بوده خیلی ناراحتم بچه ها برای سلامتیش دعا کنید دعا کنید این ماجرای تلخ گذشته اش رو هم فراموش کنه😔
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
والا میخواستمهمینو بگم فکر کنممیخواد از دست اسی خلاص شه داره داستانمیبافه
اره این داستانو فکر کنم همه شنیدن و کلا پسرا میگن دوسپسر دوستم که رفته بود یه مشت ازمایشا و داروهای سرطان عکسشو گرفته بود پیش پسرخالش ک تو بیمارستان بود فرستاده بود برای دختره که بگه میمیرم و گوشیش و خاموش کرده بود و رفته بود