2777
2789

نامزدم ۹ یا ۱۰ سالش بوده یه برادر داشته که از خودش یکی دو سال بزرگتر بوده بعد تو بیرون داشتن بازی می‌کردن یه ماشین به برادرش میزنه و همونجا تموم میکنه نامزدمم چون شاهده این صحنه بوده و خیلی بچه بوده ضربه بدی بهش میخوره روح و روانش آسیب میبینه یه مدت بستری میشه الانم که بیست سالشه قرص مصرف میکنه قرصایی هستن که دکتر بهش داده بوده تا کمی غم هاشو فراموش کنه بیچاره تا اومد انگیزه پیدا کنه ازدواج کنیم فهمیده که یه بیماری ای داره بهم نمیگه چیه میگه اگه دکتر بگه امیدی واسه زنده بودنم هس بهت میگم فقط میدونم یه قرصی هم دکتر داده میخوره برای عفونته و علائم بیماریش هم ادرار خونی بوده خیلی ناراحتم بچه ها برای سلامتیش دعا کنید دعا کنید این ماجرای تلخ گذشته اش رو هم فراموش کنه😔

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

والا میخواستم‌همینو بگم فکر کنم‌میخواد از دست اسی خلاص شه داره داستان‌میبافه

چرا فکر می‌کنید همه به فکر خلاص شدن از دست کسی ان

اینطور نیست اون فامیل مامانمه حتی مامانم و خالم از قبل اینکه ما نامزد کنیم هم همیشه میگفتن بیچاره این اتفاق براش افتاد

والا میخواستم‌همینو بگم فکر کنم‌میخواد از دست اسی خلاص شه داره داستان‌میبافه

اره این داستانو فکر کنم همه شنیدن و کلا پسرا میگن دوسپسر دوستم که رفته بود یه مشت ازمایشا و داروهای سرطان عکسشو گرفته بود پیش پسرخالش ک تو بیمارستان بود فرستاده بود برای دختره که بگه میمیرم و گوشیش و خاموش کرده بود و رفته بود

از پسر ۲۰ ساله شوهر در نمیاد بخدا این ده سال دیگه تازه فیلش یاد هندستون‌میکنه و میفهمه تو ۲۰سالگی چه ...

واقعا صدتا لایک  

البته الانشم رغبتی نداره بااین داستان بیماری جدیدش که نه اسمشو میگه فقط گفته ببینم زنده میمونم یانه!

مهلکترین سرطاناشم اینجور دقیق دکترا واس مرگ کسی اطلاعات نمیدن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792