خودم نوشتم الان
👇🏻
هر کسی، با یه چیزی آروم میشه... یکی با قدم زدن، یکی با خط خطی کردن کاغذ، یکی با در آغوش گرفتن محبوب، یکی با کافئین قهوه دیگری با سیگار و ....
من با نماز آروم میشم . من وقتی نماز میخونم، یه تونل جلوم وا میشه، پا میذارم توش، سوار تیوب میشم، میییییرم تو دل آسمون، تو دل آرامش ....
من، میرم بالای ابرا، نیگا میکنم به آدما، خودمو هم از این پایین میبینم... این بالا، اونقدر به خدا نزدیکم که همیشه یه چای قند پهلو دم میکنم، میشینم با خدا، حرفای مشتی میزنیم ...
من، وقتی نماز میخونم، از هیچ چیزی نمیترسم، چون اون لحظه، تو بغل خدام.
من میگم (اهدنا صراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب.....) یعنی مطمئنم نمیذاره بیراهه برم... همیشه پیشمه و مواظب من....
من میگم، (قل هو الله احد) میدونی یعنی چی؟ یعنی هیچکس به جز تو حق نیست، همه باید چنگ بزنیم به دامن تو، فقط تو...
خب همه دیدیم تازگیا مد شد،ه پشت شیشه ماشینا، زدن (حسبی الله)... بعد من گاهی حرصم میگیره، یارو نوشته بود حسبی الله، داشت سر جای پارک ماشین با یکی دعوا میکرد یا پشت ماشین فحش میداد ....
وقتی میگی فقط خدا، بهش خیانت نکن، اعتماد داشته باش بهش ، آروم باش ...
دست خدا تو دستته حسش نمیکنی ؟!
مذهبیا میگن، بهترین نگاه هنگام نماز (قیام) به مهره، من اصلاً قبول ندارم
من هیچ وقت، زمینو نگاه نمیکنم. نگاه من، به سمت نوره، به سمت آسمونه، باید به ژرفا نگاه کرد.
حالا من یه بار این بحثو با یکی کردم گفت باید خدا تو دلت باشه گفتم : این چه تحلیلیه تو داری ؟؟ دل من که بیخدا نیست ... خدا تو دل همه است... حتی تو دل بدترین آدما ...
باید بین دل و آسمون یه پل بزنیم اگه تونستیم اون وقت انسانیت رو لمس میکنیم....
آسمون مال همهست ، خدا هم که خدای همه است ... پس چرا آدما بخیل شدن؟... اگه از من بپرسی، میگم منیت... مال من... خانواده من.... شهر من... قوم من.... دین من ... کشور من.... هیچکس نمیگه خدای ما ..... خدای ما .....خدای ما