ازصب باکلی شوق پامیشم صبونه میچینم باماساز و نازکشیدن بچم بیدارمیکنم اون نق
باز میرم کتابامیارم باعشق از روسوال جواب میخونم ب تکراراون بفهمع ملکه ذهنش شه
و اون بااخم وتشرنگام میکنه
میرن مدرسه وسرکار
باعشق ناهارمیپزم وکارای خونه
ظهرمیرم باهیجان بدرقشون واوناکم محلی و تاعصرباالتماس بابچع کار میکنم
عصرکلاسمیبرم بدپبدو شام ودمنوشو....
باز باز باز اوناکم محلی و نق
آخ برای دلم