دو تا حسرت بزرگ توی دلم دارم
یکی مامانم که تا وقتی زنده بود هواشو نداشتم در حالیکه میتونستم داشته باشم
حالا ۶ ماهه فوت شده حسرتش وجودمو آتیش میزنه
دومی خاستگار ۱۸ سال پیشم بود که بخاطر حماقتم و ناز کردنم از دست دادمش و الان اون دو تا بچه داره به اوج خوشبختی رسیده واقعا خوشبخته و من باید تو سن ۳۸ سالگی عین گاوآهنی کار کنم تا بتونم خرجمو دربیارم و هنوز ازدواج نکردم